Monday, October 27, 2014

از سوزش صورتم برای صورت تو تا سوزش قلبم برای ناآگاهی

امروز مثل همه جای دیگر بحث فاجعه اسید پاشی شد. زنهای محل کارم وقت جلسه روزانه . همه انزجار خود شون رو اعلام کردن به جز یکیشون که تازه از ایران اومده. می گفت ... خوب همه جا اسید می پاشن دیگه !! تو هندو پاکستانش هم هست. تازه الان ماه محرم هم هست (گویا امروز دوم ماه محرمه) وضمنآ مملکت هم قانون داره باید رعایت بشه. با تعجب و بی اختیار نگاهی به سروسینه لختش کردم و بی اختیار زمان مستی بی حد و حصرش رو یادم اومد... ، گفتم که چون تو هند و پاکستان هم هست پس درسته ؟؟؟؟ آیا فکر نمی کنی این یه جنایته و با الهام از "امر به معروف و نهی از منکر" صورت گرفته ؟ با صورت برآشفته گفت نه اصلآ .. کار کار داعش و مجاهدین است. یکی از بچه ها گفت اینم "کار انگلیس ها" است . گفت مطمئن نیستم داعش یا مجاهدین یا هردو ولی کار اوناست. یکی از دخترا که از آلمان اومده و تحصیل کرده اونجاس گفت آیا به حدی نرسیده ایم که مذهب برای همه امورات ما تصمیم نگیرد؟ یکی دیگه شون هم گفت آقای رهبر که رد می کنند ومی گن کار کار خارجی هاست و قرارنیست کسی به جز معترضین مجازات بشه همون خانم طرفدار ماه محرم سینه شو داد جلو  و دوباره گفت کار کار داعش و مجاهدینه 
 بعد همون موقع خواهرم ازتهران تکست زد نوشته بود
"یه موتوری که از کنارم رد میشه نمیدونم کیفمو نگه دارم ، گوشیمو بچسبم ؛ ؛ باسنمو 

به طرف دیوار بگیرم ؛ سینه مو با دستام نگه دارم یاصورتمو بپوشونم؟؟




No comments: