Wednesday, July 31, 2013

بررسی وضعیت زنان کُرد در ایران , لنزها و زوایای ستم ومقاومت


بررسی وضعیت زنان کُرد در ایران , لنزها و زوایای ستم ومقاومت



بررسی وضعیت زنان مناطق کُردنشین در ایران ،لنزها و زوایا ی ستم و مقاومت 

ثریا فلاح

بهانه:
مایل بودم به بهانه ماه زن و صدمین سال روز جهانی زن و همکاری با یکی ازمراکز پژوهش و مطالعات زنان کاری تحقیقی در رابطه با مسائل زنان کُرد منتشر کنم که در آن یادی از زنان کُرد در بندمان داشته باشم. از این رو این مقاله را به روناک صفارزاده ، زینب بایزیدی ، زینب جلالیان وسایر زنانی که مکان زندانشان را نمی دانم تقدیم می کنم.
چکیده: مسئله مورد بحث در اینجا بررسی وضعیت زن کُرد و نقش عوامل سیاسی و فرهنگی اقتصادی و قانون در زندگی اوست. در بررسی اجتماعی تا حدی به جایگاه زن کُرد پرداخته شده و مسئله زبان ،شاخص تحصیل ،تآثیر جنگ و آزادی های اجتماعی به طور اجمال آمده است.بدون بررسی وضعیت حقوقی و مسائل قانونی به هیچ دیدگاه خاص و کانکریتی نمی توان دست یافت چرا که بیشتر مسائل موجود تبعات قانونی دارد ،در هیچ کجای تاریخ زنان کُرد تعیین کنندگان قانون موجود نبوده اند اما بالعکس همیشه قانون بر تمامیت زندگی زنان موثر بوده است .در سایر بخشها به ترتیب از لنزهای مختلف اقتصادی ،وضعیت زن کُرد در جنبش ها و مسائل سیاسی در سه دوره مشخص و نهایتآ بر تآثیر قوانین ایران بر وضع زنان کُرد پرداخته ام.



زنان کُرد ،لنز اجتماعی - فرهنگی:
درجه دوم محسوب شدن زن در ایران و نهادینه شدن آن بر اساس موازین قانونی و ساختارهای ایده ئولوژیکی برگرفته از رخنه و تآثیرات تاریخی آن بر پیکر زنان و شکل گیری ساختار پاتریمونیالیسم (1)در ایران امری آشکار است و بسیاری از صاحبنظران روی آن کار کرده اند. کُردستان نیز طبعآ نمیتواند از این قواعد متصلب بسیار مستثتی باشد مشکلات زنان کَرد یک بُعدی نیست. ابعاد و تبعات اقلیت بودن از نظر قومی و از نظز مذهبی شکل مضاعف را به چند بعد مبدل کرده است.
. زنان كرد برای تأمین حقوق خود نه تنها با چالشهای مختص به جنس روبروهستند وتحت قوانین تبعیض‌آمیز به سر می‌برند بلکه غالبآ اتهامات دیگری آنان را مجرمان شایسته مجازات و محاکمه قرار می دهد :شهروندان درجه دوم از نوع قومِ به حاشیه رانده شده َ کُرد و غالبآ با مذهبی متقاوت ودر منطقه ای با ساختارهای طبقاتی متفاوت . هرگاه سنت های تآیید کننده مذهب در منطقه ای از مناطق از هم شکافته شده کُردنشین فرصت یابد زنان را بیشتر و بیشتر تحت تبعات تظلم بافتهای خوشحال و راضی از قانونی بودن اعمال ضد زن خود قرار می دهد. جدای از این، ترامای شاهد بی کاری ودرماندگی بودن شوهر ،برادر،پدر وپسر و نیز مورد کنترل و تحت تظلم واقع شدن توسط همانان که او برایشان دل می سوزاند مسئله ای است که کمتر بدان توجه شده است(2)

با توجه به گزارشهای تاریخی که همیشه مایلیم آن را باور کنیم وضع زن کُرد در منطقه از نطر اجتماعی و پایگاه و جایگاهش با سایرزنان منطقه متفاوت بوده است. این سوًال همیشه مطرح می شود آیا واقعآ تفاوتها یی وجود داشته ،چه تفاوتهایی وتا چه برهه تاریخی ؟ تفاوتهایی محسوس در لابلای خاطرات و مصاحبات به عمل آمده با افراد غیر بومی و بعضآ تاریخ نویسان و سفرنامه نویسان دیده می شود،. باالاخص که پراکندگی جغرافیای و دموگرافیک کُردها در ایران ،سیاستهای اتخاذ شده دردوره اول پادشاهی سیستم پهلوی برای راندن کُردها به منظور پاکسازی های قومی واتنوساید(3) کردن وسیاست یکسان سازی همه جانبه ی اقوام و ملتها و ، تفاوتهای مذهبی و باورهای ایده ئو لوژیک میان مذهب تسنن و تشیع در رابطه با صیغه زنان و آرای عمومی و خلیفگی زنان و غیر ایده ئو لوژیک بودن تعلیمات مذهبی در کُردستان، نقش زنان کوه در اقتصاد،غیبت چادر وآزادی نسبی پوشش در یک مقایسه تطبیقی باسایر مناطق ایران،آزادی زندگی بی دغدغه برای بهایی ها در منطقه که با دیدگاههای رویزیونیستی آزادتری نسبت به مسائل زنان برخورد می کردند و برخی مسائل دیگر حائز توجه هستند. همه این عناصر به حضور زنان در جامعه که از انتفاع بقایای سیستم اقتصادی عشیرتی و پیدایش زراعت وبنیان نهادن پایه های اساسی تمدن شهرنشینی سرچشمه می گیردکمک رسانده و یا لااقل می توانم بگویم که ریشه های پدیدار شدن مجدد و رشد و نمو این تخم وجود دارد.
شاخص تحصیل:
طبق گزارش سال 1988 یونیسف( صندوق کودکان ملل متحد ) در رابطه با وضعیت زنان و دختران در استان کُردستان در جمهوری اسلامی ایران، نرخ سواد زنان و دختران كرد در مناطق روستایی و شهرهای کوچک، پایین‌ترین یا یكی از پایین‌ترین نرخ‌ها در سطح كشور است،بسیاری از پدران در مناطق روستایی میلی به داشتن معلم مرد پس از دوره ابتدایی برای دخترانشان ندارند و همچنین از اینکه دختران فاصله زیادی را از خانه به مدرسه در روستا یا شهر دیگری بروند ندارند. هنوز در بسیاری از مناطق رسم ازدواج زود رس و اجباری دایر است که خود از مسببات عدم تحصیل یا ترک تحصیل دختران می گردد.و به طبع آن نرخ بیماری و مرگ نوزادان ومرگ به هنگام وضع حمل را سبب می شود ریشه آن را میتوان در پدر سالار بودن جامعه، تصمیم گیری مردان برای مدرسه رفتن دختر، خواهر یا همسرآنان و قوانین حاکم در ایران و در اختیار نگذاشتن امکانات تحصیلی مناسب و وسایل مورد نیاز که برادامه این هنجارهای فرهنگی یاری می رساند سازمان عفو بین الملل در گزارش خود چنین آورده است: آمار 1998 یونیسف كمبودهای مهمی را در تأمین آموزش برای دختران و زنان كرد نشان می‌دهد - 57 در صد زنان در مقایسه با 79 در صد مردان49سواد داشته‌اند. در مناطق شهری كردستان، 68 در صد زنان در مقایسه با 85 در صد مردان سواد داشته‌اند؛ در مناطق روستایی، این ارقام 46 در صد و 71 در صد بوده است. تفاوتها در سنین پایین ظاهر می‌شود. در سال تحصیلی 1996-97، 5/56 در صد همه دانش‌آموزان دوره دبستان پسر بوده‌اند و فقط 5/43 در صد آنان دختر بوده‌اند. شكاف آموزشی جنسیتی بعدا در هر سطح بالاتر وسیع‌تر می‌شود. علاوه بر این، بنا به گزارش «ارزیابی عمومی كشوری سازمان ملل» برای سال 2003، نرخ سواد در مجموع برای گروه سنی 15 تا 24 سال در كردستان به مراتب از میانگین كشوری پایین تر است(4)
اما در دهه اخیر علاقه و تشویق خانواده ها ،خودآگاهی عمومی در مورد تحصیل دختران، خانواده ها را به ایجاد فضایی برای ادامه تحصیل فرزندان دخترشان واداشته است . به طوری که مادران به هنگام دید و بازدید آرزوی موفقیت و فارغ التحصیلی دخترانشان را به همدیگر ابراز می کنند. مسئله ای که سابقآ حاکی از آرزوی مکه رفتن و پسر داشتن و... بود.
بیسوادی زنان عادی مانند مسئله ملک قربانی( شمامه) تآثیر مستقیم در حکم اعدام وی داشته است. ملک شمامه قربانی زن 30 ساله نقده ای که از 5 سال پیش به اتهام ارتباط خارج از روابط زناشویی با یک مرد ، زندانی و توسط دادگاه ارومیه به رجم (سنگسار) محکوم و از طرف خانوداه طرد شده بود .در مرداد 1387، با تلاشهای فراوان آقای کبودوند در جلب رضایت و موافقت همسر ، پدر و برادران و خانواده اش برای نجات وی و همچنین گفتگوهای ارشادی شخص ایشان با خانم شمامه ، سر انجام نامبرده به رغم خلع وکلای خود طبق رهنمودهای آقای کبودوند ، اظهارات غیر واقعی خود را در دادگاه پس گرفت و بیگناهی خود را در محکمه به اثبات رساند. (5)در این مورد به قسمت لنز قانونی مراجعه کنید.

سانسور زبان مادری و زبان سانسور شده(لینگوساید)(6) :با اینکه مقابله با زبان مادری در مناطق کُردنشین ادامه یک سیاست در جهت ژنوساید و حذف قومی است و نه به طور عمد علیه زنان ،اما من این سیاست را یک سیاست ضد زن می دانم چون تبعات آن دامنگیر زنان و بالاخص نسل آینده زنان که دختر بچه گان امروز هستند. این ضربات همچنین به رشد و نمو کودک،رابطه میان مادر و فرزند و حس ناتوانی مادر در حفظ زبانی که به نام او ثبت شده است میگردد.
لازم به ذکر است که زبان مادری یک حق اساسی و غیر قابل انکار بشری است نه یک امتیاز و مزیت ویژه. با توجه به سلسله تحقیقاتی که در رابطه با شکل گیری رشد و توسعه کودک و نقش زبان مادری در این امر توسط پژوهشگران و متخصصان روانشناس و پداگوگ صورت گرفته اهمیت زبان مادری را نمی توان انکار کرد. به همین دلیل در اسناد حقوق بین الملل مانند – منشور زبان مادری ماده 27 میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی، – کنوانسیون حقوق کودک ، – اعلامیه جهانی حقوق زبانی، اعلامیه حقوق افراد متعلق به اقلیتهای قومی ملی مذهبی و زبانینیز این مسئله به کرُات اشاره است. بسیاری از زنان و مادران به شدت در مقابل پیشبرد سیاست لینگوساید ایستاده اند. با این وصف از دیر باز به خانواده هایی که تحت تآثیز نگاه از بالا نسبت به سایرزبان و لهجه ها آموزش زبان کُردی را از فرزندان خود منع کرده اند. اما سازمانهای حقوق بشر کردستان و انجمن های مادران و زنان در سالهای اخیر کمک زیادی به جلوگیری از این روند کرده اند. زبان یکی از آن چیزهایی است که جمهوری اسلامی به شدت دارد با آن برخورد می کند و اخیرآ هم با صدور بخشنامه جدیدی حق صحبت معمولی به زبان مادری زیر لوای احترام به شهروندان غیر کُرد صادر شده است. آنان بر این امر آگاهند که ساعات مدرسه وزبان مکالمات میان همسالان تآثیر زیادی روی حفظ یا نابودی زبان دارد.
این حق که از جانب مادران به کودکان خود تقدیم می شود در مقاطع زیادی دیده شده که حتی این حق از زن کُرد گرفته می شود، عدم اجازه خواندن به زبان مادری و تربیت فرزند به زبان خود. در واقع بالعمد فرهنگ و زبان را در معرض نابودی قرار می دهند. تمایل و علاقه برخی از افراد و سازمانها به سیاستهای خام محو فرهنگهای به اصطلاح اقلیت برای حفظ یکپارچگی نیز به این روند یاری رسانده است.

تآثیر جنگ و دستگیری ها روی وضع زنان و دختران:
مناطق کُردنشین به دلیل سیاستهای اعمال شده توسط حکومت مرکزی همیشه در معرض افت و خیزهای سیاسی و نظامی قرارد داشته است .مناطق پر کشمکش نظامی همواره ضربات جبران ناپذیری را بر پیکرۀ زنان وارد می کنند. بسیاری از دختران به علت دستگیری ها و زندانی کردن آنان یا ترس از زندان رفتن و مورد تجاوز واقع شدن به اجبار مدرسه را ترک کرده اند. در فاصله سالهای 1362-1367 موج اخراجها ،اعدامها و دستگیری های بی رویه دختران در سنین زیر 18 سال بسیاری از خانواده ها را واداشت که دخترانشان را به ازدواج تشویق یا در مواردی وادار کنند.
به نظر می رسد هجومهای نظامی و درگیریهای منطقه ،نا امن بودن وضع زنان بر عقب ماندن آنان و دیدن ظاهری مطابعت آنان از مظالم موثر بوده است. اما این تنها ظاهر قضیه است. اطاعت طولانی مدت و اجبار وتن دادن به انستیتوهای سنتی او را به آزار فردی و گاهآ خودکشی واداشته است. (رجوع شود به بحث خودکشی زنان کُردو (موتیلیشن شخصی ) در لنز قانونی
آزادی های اجتماعی زن کُرد:
وضعیت بسیار پیچیده و غیر قابل توصیفی است. گذشته تاریخی زن کُرد را آزادتر از سایر زنان درخاورمیانه می داند. بررسی های جامعه شناختی مقایسه وضعیت دوران فئودالی و اغاز شهرنشینی ، نقش زنان روستا و کوه با زنان شهرنشین و دشت و مقایسه حجاب زنان در مناطق کُردنشین ،مشارکت زنان در امور سیاسی نگرانی از دادن یک فاکت و قاعده عمومی را ایجاد می کند. در مناطق کُردنشین بخشی از فرهنگ و آداب و رسوم به صورت و شکل خود باقی مانده است. مانند رقصهای محلی که الزامآ به حضور دو جنس نیاز دارد و در رقصهای ره ش به له ک ،یا گه نم و جو زن و مرد بدون در نظر گرفتن روابط فامیلی دست در دست هم می رقصند.و با وجود فشارهای زیاد ایجاد شده از جانب سیستم حاکم و مذهبیون هنوز نتوانسته اند آن را از بین ببرند. یا لباسهای محلی نازک و رنگارنگ که بخشی از فرهنگ مردم و مغایرت زیادی با مذهب تشیع دارد. با دیداری از شهرها و روستاها به زنانی بر می خوریم که بدون چادر وتنها با روسری در میادین شهر یا در محله های عمومی ظاهر می شوند. چادر بخشی از فرهنگ منطقه نیست بخصوص اگر رنگش سیاه باشد که در مذهب تسنن استفاده از آن مکروه است و از سرپوش سفیدی که مزین به منجوقهای آبی است استفاده می شود و جوانان از "له چک " کُردی استفاده می کنند.
بسیاری از سنت ها و رسوم و مذهب حاکم در جاهای مختلف که کردها اسکان دارند متفاوت است امابه دلیل کُرد بودن زبان و آداب و رسوم ،غذا و نوع پایبندی به خانواده ،لالایی و شکل و معماری داخلی خانه و هویت کَرد بودن و ستم چندگانه مسائل مشترکی در میان زنان حاکم است. اما مسئله زنان در ایران به علت ساختارها و هنجارهای مذهبی و تبیین قانونی آنان شکل سخت تری به نسبت سایر کشورها که زنان کُرد زندگی می کنند دارد.مذهب حاکم و تآییدات مقامات والاقدر در مجلس که به تبیین قانون می پردازند حوزه های ممنوعه خانواده هایی که حقوق بشر زن را زیر پا می گذارند امن کرده است و امکان خشونت های خانگی و خود آزاری و قتل های ناموسی را فراهم نموده است.اما جامعه کُردستان همیشه از سایر مناطق دیگر ایران سنتی تر نبوده است بلکه در بسیاری موارد مانند زنان آوازه خوان ،زنان شاعر ،زنان "ده نگ بیژ"(7)،زنان خلیفه و ریاست قبیله و خانواده های بزرگ به خود دیده است.
پدیده ای به نام "وه ره دو که وتن" هست. که در برخی مناطق کُردنشین دیده می شود. و آن داستان پسر و دختری را که همدیگر را دوست دارند و با هم قرار میگذارند که فرار کنند و به نزدیکترین شهر و ملای آنجامراجعه و عقد می کنند.و دوباره می توانند به آغوش خانواده بازگردند.و چون عرف جامعه از دیر باز با آن مشکل اساسی نداشته است با برخورد شدید خانواده مواجه نمی شود. در حالی که در برخی از خانواده ها مسبب ایجاد قتل و یا آزادهای خانگی می شود(.به نظر می رسد این مسئله در حال ازاضمحلال است.)
مباحث اجتماعی دیگر: در رابطه با انستیتوهایی مانند خانواده ،مسئله طلاق و برخورد مذاهب چهار فقهی تسنن ،مسئله زن به زن ،ختنه و ... مسائلی است که باید به آنها در گفتارهای بعدی توجه کرد.


-------------------------------- ---------------------- -------------------------
وضعیت زنان کُرد :لنز اقتصادی

استان کردستان و سایر مناطق کُردنشین از نظر محرومیت یکی از عقب نگه داشته شده ترین مناطق ایران هستند. وضعیت اقتصادی زنان کُرد وابسته به مردان است و به طبع وضع اقتصادی منطقه خو ب نیست. منطقه امکانات تولید کار،ایجاد بازار کار برای حتی صنایع دستی زنان، نولیدات خانگی و جذب نیروی زنان را ندارد.بیداد فقر در منطقه ،ناتوانی زنان بالخص زنان بد سرپرست یا بی سرپرست در اداره امور خود سبب بسیاری از نابهنجاریهای اجتماعی شده است.هنجارهای اجتماعی مربوط به جامعه مردسالارنیز خوراک این وضعیت را به خوبی فراهم کرده است و این خاصه منطقه کُردنشین نیست بلکه بسیاری ازمناطق دیگر ایران را در بر می گیرد.اما مناطق کُردنشین در این زمینه مسائل خاص خود را دارد. اهمیت کار کردن در منطقه جانیفتاده و باوجود آزمایش های تاریخی در رابطه با مداخله زنان در امور اقتصادی و بالابردن کارکرد جامعه اما غالبآ نوعی عدم تمایل به کار زنان در مردان وجود دارد که از تمایل به حفظ وضع موجوددر میان مردان سرچشمه می گیرد.
و اما در شهرها که با وجود سختگیریهای گزینشی و فیلتریزاسیون هایی که مختص افراد و اعضای مناطق کَردنشین است میزان تحصیلات به سرعت بالا رفته است اما در بیشتر موارد زنان تحصیلکرده نمی توانند به منطقه برگردند چون جذب بازار کار و تخصص خود نمی شوند.عدم شکوفایی اقتصادی منطقه منجر به عدم شکوفایی اجتماعی می شود. آنچه که در طی سالیان بالاخص پس از انقلاب به روند ستم اقتصادی و زیر پانهادن حقوق اقتصادی زن کُردمنجر شده است به دوش کشیدن بار ستمِ جنس کُشی (جندر ساید)(8). در بیشتر مقاطع مردان به صورت گروهی از خانواده ها گرفته شده، کشته یا اعدام شده اند یا مجبور به ترک خانواده و پیوستن ورفتن به میان یکی از احزاب سیاسی شده اند که در این زمان زنان بار فشار اقتصاد خانواده را به دوش کشیده اند. بسیاری زنان که با بافتن جوراب، دوختن لباس کُردی، کار کردن برای افرادی که از بضاعت نسبی برخوردار بوده اند، یا مامایی و ... زندگی خود و فرزندانشان را تآمین نموده اند. این زنان به علت اینکه همسرانشان در احزاب سیاسی کردستان بوده اند مورد فشار های شدید دستگاههای امنیتی قرار گرفته اند.
مشارکت زنان کُرد در مناطق مختلف و بنا بر سنن جامعه ای که در آن کار می کنند متفاوت است. زنان کوه و روستا مستقیمآ در امر تولید نقش دارندمانند قالی‌بافی و كشاورزی ،دامپروری اما با این وجود این كه پایه اصلی فعالیت اقتصادی را تشكیل می‌دهند، از موقعیت متناسب با این سهم خود برخوردار نیستند
اما ساختارهای اقتصادی عقب نگاه داشته شده شهرنشینی منطقه ،بیکاری روز افزون ، فقر و عدم امکانات کافی امکان مشارکت زنان را پایین آورد است.
با وجود اینکه صرف امضای میثاقهای بین المللی ضمانت جرای آن رابرای دولت ایران ایجاد نکرده است اما لازم به ذکر است که طبق میثاق 138 سازمان بین‌المللی كار حد اقل سن اشتغال به كار 15سال است اما در مناطق روستایی این سن به زیر 10 سال هم می رسد و هرگز هیچ نظارتی بر آن نبود ه است..
---------------------------------------------- ------------------------------
زنان مناطق کَردنشین ،لنز قانون:
تصور برتری جنسی درکنار اصول اسلامی نهادینه شده از جانب قانون و اجرای د ستور العملهای قانونی توسط قوه مجریه علیه زنان در تمام ساختارهای جامعه ،ترویج مقررات ضد زن و برنامه ریزیهای جنسیتی در ایران با غلبه جنس مذکر مختص به زنان کُرد نیست اما قوانین و محدودیت های وابسته به قوم و زبان و مذهب بر تمام آن برتری ها می افزاید. بالاخص که مردسالاری از حمایت دولتمردان برخوردار است و شکلی کاملآ قانونی و حقوقی دارد.به طور مثال دراصل 115 قانون اساسی آمده است که رییس جمهور باید ازمیان "رجال مذهبی و سیاسی ایرانی الاصل،تابع ایران،مدیر و مدبر..... و معتقد به مبانی جمهوری اسلامی و مذهب رسمی کشور انتخاب شود. به این ترتیب حتی اگر شورای نگهبان تسلیم تفاسیر و مناقشات لفظ رجال شود اما نمی تواند مذهب رسمی کشور را به خاطر مستثنی نکردن زنان کُرد که اکثرآ یا اهل تسنن هستندیا یارسانی و اهل حق و یا از مذاهب دیگر پیروی می کنندعوض کند. پس بدون چون و چرا اکثر زنان کُرد لازم نیست به خود زحمت داده و در کاندیداتوری ریاست جمهوری شرکت کنند.این مسئله در مورد قوه قضاییه هم صادق است. همچنین اصل 157 قانون اساسی می گوید که رییس قوه قضاییه باید "مجتهد عادل و آگاه به امور قضایی و مدیر و مدبر" باشد. با اینکه قضاوت از نظر قوانین ایران از زنان خلع شده است اما به تفسیری شاید بتوان گفت چون واژه رجال مستقیمآ در این قانون نیامده زنان اهل تشیع پس از درگیریهایی بتوانند به این درجه برسند اما زن اهل تسنن به علت اینکه نمی توانند مراحل اجتهاد مذهب رسمی راطی کنند به این درجه نخواهند رسید. مراجعه شود ره مفاهیم اجتهاد و مجتهد (9).
سازمانهای زنان وقانون:
چنانچه تشکیل هر سازمان و تشکیلات سیاسی طبق قانون ممنوع است و تشکیلاتهای مدنی و اجتماعی مستلزم گذراندن هفت خان رستم هستند. هرنوع تشکلی در مناطق کُردنشین سرنوشتی جز سرنوشت بینانگذار سازمان حقوق بشر کردستان ( محمد صدیق کبودوند) ندارد. و اگر مربوط به زنان باشد که به علت شکستن مرزهای سنتی بیشتر مورد خشونتهای قانوی قرار می گیرد.بالاخص اگر کمترین تمایلات قومی در آن دیده شود .هرنوع تجمع و رفت و آمدی که زیر نظر و کنترل دولت نباشد تحت بازرسی و بازجویی قرار میگیرد. خلاء زیادی در رابطه با وجود سازمانها و گروهها وجود دارد. ان جی او هایی که مورد تآیید دولت نبودند از هم پاشانده شدند و یا لااقل وادار به فعالییت های غیر علنی شده اند . . برخی سازمانهای غیر انتفاعی که پس ازروی کار آمدن آقای خاتمی گسترش یافتند امکان بروز و ابراز وجود یافتند اما بعدها استقلالشان را از آنان گرفتند وبسیاری از آنان به دادگاه کشیده شدند.و ان جی او هایی که اجازه ثبت یافتند بایستی در راه منافع دولت قدم بر می داشتند.
مسائل قانونی که بر سر راه سایر زنان در ایران قرار دارد دامنگیر زنان کُرد نیز هست. زیرا قوانین و مقررات از جانب دولت مرکزی تعیین می شود و مسائلی مانند ازدواج و طلاق و حق حضانت فرزند تا جایی که به دادگاه کشیده نشود در چارچوب مقررات تعیین شده توسط مراجع و ملاهای اهل تسنن رسیدگی می شود. در گزارش بیشتر ان جی اوهای کُردستان به حمله و بستن در آنها بر می خوریم. مثلآ انجمن زنان مریوان عکسهایی از آن را در وب سایت خود منتشر کرده اند.(به سایت زنان مریوان مراجعه کنید.)
خشونت علیه زنان کُرد
عدم دسترسی موٌثر و یا دسترسی جزئی سازمان‌های ملی و بین‌المللی به مناطق کُردنشین کار تحقیق و تفحص در زمینه مسئله خشونت و دامنه آن را در این مناطق سخت کرده است. دامنه و شیوع خشونت علیه زنان در مناطق كردنشین را به سختی می‌توان مشخص كرد .بیشتر گزارشات در چند سال اخیر از طریق سازمان حقوق بشر کردستان و سایر گزارشگران غیر رسمی مانند انجمن زنان مریوان انجمن زنان آذرمهر، وافراد فعال کمپین یک ملیون امضا نوشته شده است ،سطح و میزان صحت و سقم آن مسئله ای است و حقیقت وجودی آن مسئله ای دیگر.آنچه واضح است و غیر قابل انکار این است که تبعیض و خشونت علیه زنان و دختران در مناطق كردنشین هم شیوع دارد و هم وسیعا نادیده گرفته می‌شود.
خشونت یکی از مواردی است که در صورت خصوصی و خانگی شدن به پدیده حق حاکمیت و مجازات داخلی بدل می شود و نه تنها نمی توان به آسانی روی آن کار کردبلکه همیشه سدهایی به محکمی قانون سر راه آن قرار می گیرند. اگردر محدوده قانونِ حاکم شناخت و پذیرش یک پدیده به عنوان یک آسیب اجتماعی نیامده باشد به رشد خشونت در جامعه افزوده می شود. اکثر افراد یک جامعه به قانون به عنوان یک مرجع درست تعیین تکلیف گر اصولی که به هرحال بایست به آن تن در دهند می نگرند. با وجود اینکه قوانین اسلامی در ایران برگرفته از فقه شیعی و مستلزم الاجرا در تمام ایران است اما اجرای آن در مواردی نیاز به زمینه های عرفی دارد. مسئله خشونت های خانگی ،قتلهای که تحت عنوان به خطر انداختن ناموس خانواده چه برای شک به خیانت جنس موَنث –غالبآ - ، روابط خارج از رضایت و تعیین نشده از طرف مردان خانواده ، و حتی مسئله لواط از این جمله هستند. زنان مناطق کُردنشین نیزقربانیان مستعدی برای این نوع خشونت ها ،تبعیض ها و تعدیات هستند. قانون نه تنها تشویق و آموزشی در رابطه با اطلا ع دادن موارد خشونت نمی دهد بلکه تمایل شدید به پنهان کردن آنها دارد.وعلاوه بر اینها عدم رسیدگی به این موارد، عمده کردن مسائلی مانند آبرو و شرف و.. زنان و دختران را وادار به پنهان کاری می کند. که غالبآ نتایج زیانبا ر و غیر قابل جبرانی به بار می آورد.
مرتكبان اجرای مجازاتها مأموران حكومتی، اعضای گروه‌ها یا افراد ¬عادی، از جمله اعضای خانواده فرد می باشند. محکومین در بسیاری موارد بدون اینکه واقعآ و مشخصآ جرمی مرتکب شده باشند مورد اجرای حکم قرار می گیرند.ولی باوجود اینکه همیشه شتاب بیشتری برای اجرای احکام در کردستان وجود دارد اما هیچگونه شتابی برای اجرای حکم قتل های خانگی انجام نمی گردد.همین مسئله وعدم توجه دولت و قانونی بودن خشونت های خانگی زنان و دختران زیادی را وادار به خشونت افراطی علیه خودشان مانند آزار شخصی خودسوزی و خودکشی کرده است.تقریبآ در هیچ موردی دیده نشده است که قانونگذار مدافع قاتل نباشد و بر ضد زن به نام شرافت و شریعت نایستد. اگر قتل از جانب زن باشد غیر قابل گذشت است چون فرض بر این است که ویژگی های طبیعی انسان مانند عشق و حسد و تعصب و ... نبایست در وجود زنان باشد و اساسآ زن نباید مرد را که موجودی برتر است مورد خشم و غضب خود قراردهد. این مسئله در مناطق کُردنشین که به طور سنتی اسامی مانند تعصبی بودن و غیرتی بودن و مردتر!! بودن به آنان چسبانده شده بیشتر خود را می نماید.از آنجایی که من ناموس را صرفآ بر گرفته از مذهب اسلام نمی دانم و به ملکیت طلبی و قبیله ای بودن آن گرایش دارم اما گناه اسلام و قانون اساسی شریعت پرست را در رسمی و قانونی کردن آن می بینم.
گزارشهای زیادی دررابطه با مقابله با خشونت و بد رفتاری های اجتماعی از طریق آزار شخصی ، خود سوزی و خودکشی زنان می رسد که موجبات خوشحالی دولتمردان را پدید می آورد. آنان بدشان نمی آید منطقه کُردنشین را عقب مانده جلوه دهند یا معضلات منطقه را از شکل سیاسی خارج کنندو هیچ راهکاری از طرف دولتمردان و مقامات برای حل ماجرا انجام نشده است.بلکه هم قوانین مدنی و هم جزایی نقش عمده ای در توانمند سازی مردان و عادی سازی آسیب پذیری زنان دارند
مسئله خود آزادی بالاخص به روش خودسوزی که بعضآ به مرگ ناخواسته منجر شده است یکی از آن خشونتهایی است که ترتیباتی برای جلوگیری از آنها به عمل نیامده است. اینگونه زنان با تنها روشی که روی آن کنترل دارند برعلیه هنجارهای اجتماعی که راهی برای حل آن و خروج از آن نمی بینند برمی خیزند. یک روش ویرانگر. مطمئنآ اگر امکان وجود سازمانهای زنان که آموزشهای لازم را به آنان برای بهتر شدن وضع زندگی شان می داد و یا راهکارهایی از جانب انستیتوهای دولتی در اختیار این افراد قرار بگیرد ااز این اقدام غیر قابل جبران جلوگیری می شد. اعضای این گزارشات زنانی هستند که یا ناراضی به ازدواج بوده اند یا متحمل خشونت خانگی هستند.طبق گزارشات سازمان حقوق بشر کُردستان و انجمن زنان مریوان بیشتر قربانیان زنان جوان کم سوادهستند.برای مطالعه دقیق آمارها مراجعه کنید به گزارش سازمان عفو بین الملل.(10)
در این زمینه صحبت از وظایف دولت یا دولتها و اقدامات قانونی که بایستی در مقابل خشونتهای وابسته به نابهنجاریهای اجتماعی و ... بایست اتخاذ کنند در رابطه با ایران و حکومتی که قانون جزایی آن بر اساس تنبیه و انتقامجویی و برای حمایت از ناموس مردان و عدم تخطی از آن است تنها شکل توصیه و شعار می یابد.بالاخص در سیستمی که هرگز دست به اقدامات مؤثر به منظور برخورد با علل پایه‌ای خشونت، از جمله رویه¬های فرهنگی، اجتماعی و عادات و رسوم، انجام نمی دهد.با این وصف لازم می دانم که به با توجه به میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی به این اصل اشاره کنم که وجود هنجارهای سنتی، مرسوم، مذهبی یا اجتماعی نباید از طرف حكومت برای اجتناب از برآوردن اقداماتی به منظور از بین بردن اشكال خشونت علیه زنان ایجاد کند و دولتها ی امضا کننده موظفند که از میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی و موارد مطروحه در آن در جهت رفع خشونت بهره بگیرند.(11)
دادگستریهای جنسیتی در مناطق عقب نگه داشته شده مانند کُردستان به علت بی سوادی و کم سوادی زنان ضرر و زیانهایی رابه بار می آورد و به مشروعیت بخشیدن به خشونت علیه زنان منجر می شود. عدم آگاهی از قانون ،عدم آموزشهای لازم در این زمینه، نداشتن سواد برای دادخواهی به تداوم این روند می انجامد.برای مثال ملک قربانی یکی از زنانی است که به مرگ محکوم شده است و در بازخوانی ماجرای او که در آغاز به نام زنای محصنه به سنگسار محکوم شد متوجه می شویم که به علت بی سوادی و عدم اطلاع از قانون مجازات اسلامی مبنی بر حکم سنگسار برای این نوع دعاوی اعتراف به امری کرده که وجود نداشته است.
در رابطه با قتل های ناموسی سخنها و تحقیقات واقعی و غیر واقعی زیادی انجام شده است. گاهآ هم اغراق و گزافه هایی که موجبات حجیم کردن پرونده کَردها پُرکردن فعالیت زنان را پدید می آوردبر می خوریم.تنها به دو مورد از موارد قوانین حامی قتل و تشویق کننده خشونت های خانگی مشکل کنترل آن را در مناطق حاشیه ای مانند کُردستان صعب تر می کند.
اگرچه مجازات تعیین شده در قانون برای قتل عمد قصاص است اما در مورد قتل‌های ناموسی قاتل با استناد به مواد دیگر قانون مجازات اسلامی می‌تواند از قصاص رهایی یابد. ماده220 قانون مجازات اسلامی پدر و جد پدری را در صورت قتل فرزند از قصاص مبرا می‌کند. این مواد قانونی توجیه بسیاری از این قتلها شده و مجرم را از مجازات می‌رهاند
ماده630 قانون مجازات اسلامی به مرد اجازه می دهد در صورتی که همسر خود را در حال زنا مشاهده کند می‌تواند هم او و هم مرد زانی را به قتل برساند.. هم چنین. از آنجایی که زمینه های فرهنگی حمایت از اینگونه قتلها غالبآ در خانواده ها وجود دارد احتمال شکایت و پیگیری کم است.همچنین طبق ماده 294 و ماده 295 قانون مجازات اسلامی اگر قاتل پس از قتل اثبات کند که مقتول مهدورالدم بوده و مستحق مرگ بوده است از مجازات مبری می گردد . بدون شک این نوع خشونت و جنایت علیه زن نه تنها یک رفتار بیرحمانه و غیر انسانی است بلکه حق امنیت فردی و حق حیات زن را نقض می کند.مسئله مهم در بازبینی آن در ایران این است که هنگامی که قانون از آن حمایت می کند حق برابری در برابر قانون و حمایت برابر از سوی‌ قانون نیز خدشه دا ر و آزادی زنان و حق انتخاب فردی را از بین می برد .

خشونت های قانونی وابسته به فرهنگ ،یا فرهنگ وابسته به قانون
:یکی از این نوع خشونت ها ازدواج زود¬هنگام و اجباری است که طبق تعریف وبر اساس قوانین بین‌المللی، از جمله ماده 23 میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی ممنوع شده است .اما همچنان در مناطقی که فقرو نابسامان شیوع یافته است. در مناطقی و برهه های زمانی که دختران در خانواده و قبیله نیروی کار محسوب می شدند ازدواج به سرعت انجام نمی گرفت امانابسامانی کار روی زمین و و عدم وجود امکانات کاری برای مسئولین خانواده که غالبآ مردان هستند به سرعت بخشیدن پیدا کردن مطمئن ترین روش برای تآمین مخارج آتیه دخترانشان روی آورند همچنین این کار در خانواده هایی صورت می گیرد که دخترانشان امکان تحصیل نمی یابند به همین دلیل یا با تهدید و اجبار یا به صورت ناآگاهانه و امری طبیعی به قضیه نگریسته و به آن تن می دهند. بسیاری از این موارد مواردی است که پس از سالها منجر به آزار شخصی و خودکشی شده است.. با این وصف رشد تحصیلات در شهرها، گرایشات سیاسی و دیدگاههای نوین طلبانه در میان قشر روشنفکرزنان از میزان ازدواجهای زودرس کاسته است.اینها به خودی خود میثاقهای حقوق کودکان در رابطه با استثمار جنسی و حقوق کودکان را نقض می کند. (12)

----------------------------------------------------------- -----------------------

زنان کُرد، لنز سیاسی
مشارکت سیاسی و کنشگری های اجتماعی -مدنی زنان کُرد:
زنان مناطق کُردنشین در مقایسه با مردان این مناطق به شیوۀ صعبانه تری مورد حمله و خصومت دستگاه های امنیتی قرارنمی گیرند زیرا بیشترین نوک حمله و تلاش مقامات حذف آن جنسی است که او را مورد شلیک مستقیم قرار داده است اما نفس امر مداخلات سیاسی زنان و فعالیتهای آنان که ازمقابله به هنجارهای فرهنگی و مذهبی به پا فراتر گذاشتن از حدود تعیین شده حاکم کشیده شده است و رنگ و بویی ملی نیز به خود می گیرد و هردو سیاست امت واحد و ملت واحد را به خطر می اندازد آنهم وقتی از جانب یک اقلیت که به خودی خود شهروندان درجه دوم هستند زمینه های خصومت شدیدی را ایجاد می کند. اینها جدای از مشکلات مربوط به جنس در زندانها و در خوابگاههای دخترانه است. با این وجود زنان کُرد در صف مقدم مبارزه برای حقوق بشر کُرد بوده اند.و به همین دلیل و کوچک بودن شهرها و مشخص بودن مکانها ،امکان پیدا کردن افراد و کنترل نوع فعالییت آنان خطرات زیادی جان آنان را تهدید می کند
علیرغم اینکه انقلاب 1979 و قوانین جدید اسلامی خانواده و قوانین مربوط به زنان به تثبیت شدن و نهادینه شدن درجه دوم بودن زن منجر شد اما یک تحرک تاریخی درمیان زنان ایجاد کرد که جلوگیری از آن برای دولتمردان ایران محال به نظر می رسد. در طی این سالها هیجکدام از تبلیغاتهایی که امکان تحریک روان برتافته از ذهن ناموس پرست پدران ،برادران و همسران را پدید می آورد در مورد ایجاد انگیزه جلوگیری کردن و بستن زنان در خانه و عدم شرکت آنان در مبارزات سیاسی برای حل مسئله ای که غرور ملی و هویتی خود آنان-مردان کُرد- در درجه اول راتهدید می کرد را ایجاد نکرده است.
تبلور این امر را در مشارکت زنان در حزب کومه له ،حزب حیات کُردستان، واتحادیه زنان دموکرات دموکرات کُردستان می توان مشاهده کرد.اما با وجود تعریفی که از بحرانهای دیگر اجتماعی و به رسمیت شناختن آنان در کنار مسئله ملی دارند وبه تشویق زنان در رفع ستم جنسیتی می کوشند اما هیشه مسئله ملی و حل آن را مطالبه ای درجه اول به حساب آورده اند. در برنامه و اساسنامه اتحادیه زنان دموکرات کردستان اعلام شده است که اهداف ما در جهت مبارزات ملی کُردستان و در چارچوب حزب دموکرات کردستان ایران است.همچنین از بین بردن تمام آن ظلم و زورسنتی که به زنان کُرد رفته است.آنها در یکی از اصول خود بر این مسئله تآکید دارند :رهنمون کردن زنان برای کارهای اقتصادی و پیشرفت در این زمینه و دادن آگاهی به زنان در رابطه با حقوق زنان و تلاش برای از میان بردن تمام سدهای که برابری زن و مرد راخدشه دار می کند.
در اطلاعیه مربوط به زنان کومه له چنین آمده: سازمان زنان کومه‌له‌به منظور: 1- دفاع از حقوق وخواسته های زنان و جنبش آزادیخواهی آنان در جامعه کردستان و نیز پشتیبانی از مبارزاتشان علیه ستم و تبعیض جنسی در حکومت جمهوری اسلامی ایران،2- متشکل کردن زنان مبارز و مترقی کردستان در صفوف کومه‌له‌ - سازمان انقلابی زحمتکشان کردستان ایران،
3- شناساندن تاریخ مبارزاتی زنان کومه‌له‌ در طول سه دهه گذشته،
4- آموزش و ارتقاء سطح آگاهی وتسلط سیاسی زنان در صفوف کومه‌له‌ و نیز تلاش به منظور سهیم شدن و مسئو لیت پذیری آنان در کلیه سطوح و جنبه های فعالیت حزبی،

بدین ترتیب زنان کُرد همیشه سهم وسیعی از مشارکت در احزاب سیاسی و حرکتها داشته اند.شرکت زنان با هویت سیاسی و ایده ئولوژیک مانند كميته زنان کومه‌له کردستان ایران و اتحادیه زنان دمکرات کردستان ایران و فعال بودن و عضویت بالای زنان در حزب حیات کُردستان و آمار بالای پیشمرگه های زن در حزب کومه له و حز ب حیات کُردستان واضحآ گرایش زنان را به تاثیرگذاری روی جنبش نشان می دهد. گرایشات ممکن است در جهت نفی باورهای مردسالارانه ویا ایستادن در مقابل هنجارهای اجتماعی باشد و ممکن است اعتقاد به یک ایده ئولوژی مانند زینب جلالیان و شیرین علم هولی،هر چه هست موجب جذب زنان بالاخص زنان جوان شده است.
وجودوسابقه فعالیت های احزاب سیاسی پاپیولار و پر طرفدار با خاستگاههای سکیولاریستی و تبلیغ معیار و الگوی مناسبات اجتماعی و خانوادگی ،شرکت زنان در مسائل سیاسی و... را پدیدار کرده است. این سوآل در موارد بسیاری به ذهن فعالان و مردم عادی خطور می کند که چرا زن کُرد و دختر کُرد آزادی روابط آزاد با مردان غیر خانواده را ندارد،چرا به تنهایی مسافرت نمی کند،چرا مسئول خرید خانه نیست، اما در فعالیت های سیاسی آزاد است و چرا مجبور به رعایت پوشش اجباری چادر و لباسهای دست و پا گیر نیست. بار ارزشی ایجاد شده برای شرکت در امورات سیاسی و روابط مشخص و تعیین شده مستحکم اخلاقی – نه الزامآ مورد تآیید نویسنده- امکان شرکت و حتی در مواردی پناه جویی جوانان ،دختران به مکان امن تر با جایگاه تآیید شده در میان مردم و توده های عادی مردم که با رفتن دخترانشان به کوه و پیوستن آنان به احزاب و گروههای سیاسی ناموس و شرف خود را در خطر نمی دیدند. تقریبآ در هیچ جایی به موردی از موارد قتلهای ناموسی یا جنایات خانوادگی بر خورد نمی کنیم که یکی از اعضای مذکر خانواده پس از رفتن و پیوستن دخترشان به این احزاب به قصد حذف فیزیکی آنان گامی برداشته باشند.بالعکس همیشه موارد افتخارات خانواده ها دختران پیشمرگه شان بوده اند. و دختران فراری سایر مناطق ایران در کُردستان معنایی ندارد. و غالبآ پیوستن به گروههای سیاسی مآمن امنی برای دخترانی که از وضع اجتماعی و سنتی اجتماع خود ناراضی اند این خلاء را پر کرده است مانند مورد زینب جلالیان.
موج اول تحرکات و جنبش زنان کُرد پس از انقلاب:-13671357
زنان درکُردستان به سرعت بیشتری جذب انقلاب شدند. خیل نیروی جوان در مناطق کُردنشین بالاخص در استان کُردستان به علت خیزشهای همیشگی موجود در منطقه و آموزشهای احزاب سکیولار که از خواستهای زنان و برابری سخن می گفتند و در اساسنامه و بیاننامه خود به تفصیل ازآن سخن گفته بودند به سرعت انقابی شدند، همچنین بخشی داشتند تحت عنوان کمیته زنان که در میان مردم فعال بودند.موج سریع انقلاب و شرکت تمام بخشهای جامعه و همه گیر شدن موج سیاست گرایی منجر به به خیابان ریختن زنان منتهی شد. گرچه دیری نپایید که که به همراه سایر زنان ایران حقوق به دست آورده را از دست دادند. البته با کمی تآمل بیشتر. محیط کُردستان که از آزادی به دست آمده لذت برده بود.فضای سیاسی کُردستان برگرفته از یک انبساط سیاسی بود و تمایل به تجمیع مطالبات وجود داشت،و حاکمیت در کُردستان هنوز دست به سرکوب نزده بود. افکار عمومی خواهان تغییرات برگرفته از مذهب بالاخص مذهب تشیع نبود در نتیجه به مقاومت دست زد. دختر بچه ها و نوجوانان و جوانان به همراه مادران خود به راهپیمایی های بزرگ و تاریخی دست زدند. همه ما و آنهای که در راهپیمایی بزرگ مریوان شرکت داشتند به خاطر دارند که صفهای اولین این راهپیمایی چند روزه و چند هزار نفره زنان بودند. زنان زیادی قربانی شدند ، دستگیر و اعدام شدند. این به زعم من موج اول جنبش زنان در کُردستان بود که بیشترین قربانی را از زنان گرفت و زنان بیشترین بها رادادند. بهای معنوی از دست دادن آزادیهای قانون و فرهنگی شان و بهای جانی. زنان و دختران جوانی که به جوخه های اعدام شپرده شدند و بسیاری به تبعید فرستاده شدندو بسیار ی به تبعید خودخواسته دست زدند. برخی به گروههای نظامی احزاب سیاسی پیوستند و از کشور خارج شدند و برخی راهی زندان شدند. میانگین سنی در بیشتر موارد کمتر از 18 سال بود. موج اول خصیصه ملی داشت و با مطالبات ملی در هم تنیده شده بود. آغشتگی این خواستها نوعی سردرگمی برای زنان به وجود آورد میان خواستهای ملی و خواستها و مطالبات فمینیستی کدام را برگزینند..انها نه به عنوان اعضای یک گروه زنان بلکه در دفتر چه تاریخ احزاب سیاسی ثبت شدند.یک بهای دیگر که درخور توجه است مطالباتشان خُرد شناخته شد و د مطالبات کلان –ملی- منحل شد. اما زمینه های کاشته شده و انباشته شدن مطالبات تخم گیاه نسبتآ به بار آمده و به معنایی پیدایش حرکتهای صرفآ زنانه دردوران بعدی شد.
در بررسی دوران اول ذکر این نکته را ضروری می دانم که مشارکت زنان در فعالییت های سیاسی و جنبشهای مدنی برمی گردد به دوران جمهوری خودمختار کُردستان در سال 1946. زمینه ها ،پیدایش و چگونگی آن را به بحث دیگری موکول می کنم. باوجود فاصله زمانی چندی ساله یک خصیصه مشترک خلا را پر می کرد وهنوز وجود داشت.و ان اینکه با وجود حضور زنان در حیات آموزشی و سیاسی کُردستان در دوران جمهوری خودمختار کُردستان و انقلاب (1357)1979اما حرکت آنان دارای خصایص و ویژگی هایی با هژمونی مردانه بود. اما حضور زنان و وادر شدن آنان به صحنه سیاسی و تآثیرآن را گرچه به پاین ساختارهای مردسالارانه نیانجامید اما نمی توان انکار کرد.مردان هنوزتصمیم داشتند زنان را در صفوف مسائل و مطالبات ملی نگه دارند و زنان در یک سردرگمی تاریخی به این روند تن دادند . دولت به یک سرکوب همگانی دست زد و پس از فروپاشی احزاب سیاسی ،اعدامها و دستگیری های 62-67 در دوران نخست وزیری آقای موسوی فروکش کرد.
زنان اعدامی:
زنان کُرد هزینه زیادی در جریان انقلاب و جنبش آزادیخواهی کُردستان دادند. به علت بحرانی بودن وضعیت هرگز فرصت کافی برای مطالعه کافی در رابطه با آنان وجود نداشته است. سال گذشته مهر ماه‌ 1389 برابر با 9 اکتبر 2010 درشهر استکهلم پایتخت سوئد برگزار می گردد. این کار برای نخستین بار به همت تنی چند از زنان تحت عنوان لاله ها برگزار شد. اعدام دختران و زنان افشا نگردیده و جنبش کردستان و احزاب سیاسی آن در این باره وظایف خود را انجام نداده اند(13)
تنها در فاصله سالهای 1358-1367 چهل و سه زن به دست جمهوری اسلامی تیرباران شدند. اینها از کشته شدگان که در جریان فعالیتها و کارهای سیاسی یا نظامی جان خود را از دست داده اند جدا است.
نیره اعظمی 1358فریده گل نسب 1359لیلا دارابی 1362مستوره شهسواری 1359آمنه شعبانی 1359 شهین باوفا 1359زریفه باجلانی 1359خانم خرمالی 1359 زبیده خالندی 1360خوشنام قاضی زاده1362آمنه خیاط 1359شهلا کعبی 1359نسرین کعبی 1359 جمیله فتحی 1361سفیه محمدی 1362 شب بو سید زاهدی1362 آمنه حسنی 1362نرمین کریمی 1362معصومه سرهنگی 1362
نسرین پاک نیا 1361مهین عبدالله زاده 1362 وحیده وحیدی 1362
شعله ابراهیمی 1362سفیه محمدی 1362مهری زمانی1362لطیفه عباسی 1363اشرف ویسی 1364 زمانه قادری /ژاله 1367عطیه شریفی 1367آمنه پرستار 1367شهلاکلاه قوچی 1367 شهربانو مدرسی1362فضیلت دارایی 1360شهلا چمن آرا 1360فاطمه جمشیدی
فاطمه محمدی سعدیه کریمیان 1361 فریبا فرشچی 1362مریم فاروقی 1361ليلا دارابی 1362 فرشته فایقی 1361 منیره احمدی 1364 صاحبه ناصری )(14)
از آرشیو حزب دموکرات تنها توانستم این لیست را که در فاصله سالهای 1359 تا 1378 اعدام شده اند دریافت کنم. به این ترتیب سیر اعدام هرگز پایان نیافته اما کم تر شده بود.کاله کلهری 1369 صبری حسنی 1362 خدیجه ابراهیم پور 1363 فاطمه جمشیدی 1362 کلثوم حسینی 1362 حیات لک 1366 بهجت نوروزی 1378 امینه احمدی 1373 شاه زنان باجلانی 1359
اعدام شیرین علم هولی در سال 2010:
اعدام شیرین و یارانش نه تنها فضای کردستان بلکه بسیاری از مردم غیر کرد را هم منقلب کرد. بسیاری از قلم زنان سیاسی نوشتند که پس از سال 67این نخستین زن بود که اعدام شد اما آمار ناقصی که در این بررسی آمده است و گزارشهای دیگری که به علت عدم ثبوت آن از آوردن آن خودداری کرده ام نشانگر نادرست بودن این مدعا است.

موج دوم تحرکات و جنبش زنان کُرد پس از انقلاب:
موج دوم جنبش زنان در کُردستان در دوره آقای خاتمی شروع شد ۱۳۷۶– ۱۳۸۴. این موج خصیصه فمینیستی داشت و با پیدایش جنبش های زنان پیدایش زمینه های کمپین هایی مانند کمپین یک میلیون امضا در دوران انقباض سیاسی و شروع دوران ریاست آقای احمدی نژاد به اوج خود رسید. فعالان سازمان حقوق بشر کُردستان مانند زینب بایزیدی (15) وسازمان آذرمهرمانند روناک صفارزاده(16) محصولات این دوران هستند.
در دوره اول سالهای ریاست آقای خاتمی موجی از مراسمها و سخنرانی هاو فستیوالها از جانب زنان آزاد شد و مطالبات خردتر هم با حفظ استقلال نسبی در لابلای مطالبات کلان معنی یافت.در این دوره شعارها ،عکسها و برنامه هایی مطرح شد که توجه مردان را به خودجلب کرد.این روند به مرور بالاخص در پایان دوران اصلاحات تغییر پیدا کرد
فضای سیاسی کُردستان به جز در سال اول انقلاب و قبل از سرکوب های نظامی توسط دولت هرگز از یک انبساط سیاسی برخوردار نبوده است اما این دوران برای زنان در مقایسه با دوران قبل و بعدش برگرفته از یک انبساط سیاسی بود و تمایل به تجمیع مطالبات زنان فراهم شد. تآثیر پذیری و تآثیرگذاری روی زنان کُرد سایر کشورها آغاز شد. مثلا در سال 2005آقای جلال طالبانی رییس جمهور شد مردم و خاصه زنان جشن گرفتند.
انجمن هایی نیز برای زنان و حقوق بشر زنان کُرد شروع به کار کردند که همگی مطالباتی در زمینه مسائل زنان و با هدف آشنایی زنان کُرد به حقوق خود.مانندانجمن زنان آذرمهر کردستان که فعالیت خود را در سال 77 در سنندج آغاز کرد. انجمن بر اساس مطالبات بخشی از زنان روشنفکر کرد در زمینه های ارتقا و تلاش برای ارتقای فرهنگی و اجتماعی زنان کورد ,تامین بهداشت زنان کورد ,آشنایی و آموزش زنان کورد با تاریخ کوردستان و زبان مادری,آموزش کتاب خوانی و تاسیس کتاب خانه در روستاها و شهراها برای زنان کورد به ویژه کتاب ها و فیلم های فمنیستی که مربوط به مسایل زنان است. و کار روی مسائلی که کمپین یک میلیون امضا در جهت تغییر قوانین ضدزن آغاز کرده بود مانند قتل های ناموسی چند همسری حضانت اولاد و غیره...
انجمن تا سال 1387 به صورت رسمی با تمامی فشارها و تدابیر امنیتی از سوی جمهوری اسلامی ، فعالیت می کرد ،پس از دستگیری افراد انجمن ،کار انجمن برای مدتی معلق شذ ،امروز انجمن به صورت پنهانی کار می کند و اعضای انجمن تحت فشار اقتصادی شدیدی است و هم چنین تحت تدابیر امنیتی هم چنان به کارهایشان ادامه دادند . (17)
همچنین انجمن زنان مریوان کارهای زیادی در رابطه با اطلاع رسانی کرده است. مسائلی چون خشونت شديد عليه زنان. تبعيض شديد جنسی. خود کشی زنان. قتل زنان. تجاوز به حقوقی انسانی زنان. ازدواجهای اجباری. فرزندان اجباری و ناخواسته و تعدد زوجات. تفکر غلط حاکم بر جامعه در خصوص زنان و…و… از اهم مواردی است که هر روزه بيشتر از ديروز بر زخمهايمان نمک می پاشد. انجمن زنان مريوان در اين راستا تا حدودی در قالب سمينار. کارگاه ها و ميز گردهای آموزشی. تاسيس کتابخانه ی تخصصی. تشويق زنان به حضور فعال در جامعه. اجرای مراسم های مختلف و… توانسته که راه را برای حرکت زنان هموار سازد .انجمن فرهنگی زنان مریوان حرکتی است مستقل ،بدون هیچ نوع وابستگی سیاسی وحزبی فقط در راستای خدمت به زنان وآگاه سازی زنان در شهرستان مریوان تشکیل شده است(18)

موج سوم تحرکات و جنبش زنان کُرد پس از انقلاب:-present 1384

دوره سوم از دوران قبل از انتخابات ریاست جمهوری نهم و دهم و کودتای انتخاباتی آغاز و هنوز هم ادامه دارد.. مشارکت زنان و سهم عظیم و پویای آن با شرکت در جنبش مردمی 2009 به اوج خود رسید. این مشارکت خود را در تمایل زنان به تجمعات ،کمپین ها و اعتراضات خیابانی، بلاگنویسی و روزنامه نگاری، خبر رسانی و حضور گسترده در فیس بوک و تویترنشان می دهد. این دوره یک خصلت سیاسی دارد ، زنان بیش از پیش تمایل به قدرت و رهبری دارند. و با وجود پدید آمدن مکانهای مجازی حقوق بشری که بایستی غالبآ آنان را از حوزه سیاسی به حوزه حقوق بشری متمایل کند اما زنان گرایش به قدرت و مشارکت سیاسی دارند.
در رابطه با مشارکت سیاسی زنان بر حسب قانون به لنز قانونی و زن کُرد مراجعه کنید.
این موج به شدت تحت تآثیر فضای منطقه ، حکومت خود مختار اقلیم کُردستان در عراق،و تکنولوژی نوین و ارتباط با زنان کُرد تبعیدی و زنان سایر بخشهای ایران است. دیگر به سختی می توان نقش زنان کُرد ایران را جدای از سایر بخشهای کُردستان بررسی کرد.خواننده های جوان دست به کارهای هنری زدند و بعضآ هم دستگیر وزندانی شدند. کنفرانسهایی در سطح منطقه برگزار شد که زنان کُرد هم در آن شرکت کردند. مانند کنفرانس بین المللی زنان برای صلح و عدالت در سال 2007 برای نخستین بار زنان چهار منطقه کُردستان دور هم جمع شدند و در شهرهای اربیل و سلیمانیه دیدار کردند. این کنفرانس که به خرج وزارت حقوق زنان اقلیم کُردستان و به ابتکار کنگره ملی کُردها در آمریکا به مناسبت روز جهانی زن برگزار شد نه تنها از توانایی زنان کُرد و کُردشناس برای بحثها و پانلهای پر بار استفاده کرد بلکه اعضای کمیته اجرایی از هر چهار منطقه کُردستان برگزیده شدند و در کنار هم به سختی برای موفقیت این کنفرانس تلاش کردند. (19) برای مطالعه بیشتر به سایت ها و گزارشات زیر مراجعه کنید.( در این کنفرانس زنان فعال کُرد از کُردستان ایران ازشهرهای سنندج و مریوان شرکت کردند . آنان می دانستند که امکان دارد به هنگام بازگشت خطرات و مشکلاتی دامنگیرشان شود اما در کنفرانس شرکت کردند. زنان کُرد که از کُردستان ایرا ن بودند به علت آشنایی با جنبش نوپای کمپین یک ملیون امضا پامفلیت ها و فرمهای امضا را با شرکت کنندگان به اشتراک گذاشتند.شرکت کنند . این موج هنوز ادامه دارد. شرکت زنان در مسائل منطقه با هویت مستقل غیرحزبی و مدنی و حقوق بشری و به صورت فردی یا گروهی (انجمن زنان مریوان ، انجمن زنان آذرمهر و مادران صلح و...).مانند مادران آشتی که برای اعدام شیرین مراسم تر تیب می دهند.یا فراخوان اعتراضی می نویسند.
در این مقطع اتفاقی که سالها بود کابوس جمهوری اسلامی بود و خواب را از چشمان سیاست نویسان و تحلیلگرانشان ربوده بود افتاده بود. برگزاری مراسمهای آزادانه عید نوروز، شیوه لباس پوشیدن ،مشارکت زنان در امور سیاسی و اجتماعی و به نمایش گذاشتن آن در تلویزیون و کانالهایی که به اسانی در دسترس مردم است،.وجود یک حکومت کَردی فرصت بیشتری به زنان کُرد داد تا به بازبینی وضع خود بپردازند. .آزادی حجاب و وجود ان جی او های مختلف که برای مسائل زنان کار می کنند.و سهمیه اختصاصی 30/ پارلمان برای زنان و رفت و آمد به کُردستان آزاد در شمال عراق ،زنان و بالاخص دختران در حال تحصیل به کنفرانسهای زنان که در خاورمیانه برگزار می شودمی رفتندد و در حرکتهای زنان در سطح کشور سهیم هستند




اکنون دو مسئله مطرح است. زنان کُرد روی جنبش کُردستان موُثر بوده اند یا جنبش روی زنان؟
پدیده فمینیستی شدن حرکتهای زنان به شکل یک حرکت مدنی در آمده است. و مطالبات شفافیت بیشتری یافته است. به نظر می رسد که زنان به درک مبارزه برای رهایی و برابری رسیده اند وتنها درگرو مطالبات ملی نمانده اند. هم مطالعه و هم تجربه کمک زیادی به درک این موضوع کرده که رهایی از ستم ملی الزامآ رهایی جنسی را به همراه ندارد اما بالعکس آن بازتولید رهایی را بالا می برد.

نقش مردان در این روند: مردان وابسته به تفکرات و ایده های سیاسی در طول هر سه دوره با زنان همراه بوده اند. البته در دو دورهَ اول به نظر می رسد که سهم زنان را از رنکهای بالای حزبی کم می دادند. اما در دوره سوم که شکل فمینیستی بیشتری به خود گرفته است و آشنایی با قوانین ضد زن در ایران ، تندرو نبودن جنبش زنان در ایران و آشنایی بیشتر با اخلاقیات سیاسی کمک زیادی در همراهی و تشویق مردان داشته است. این را به وضوح درنوشته های مردان،مقالات و کمیته های برگزاری برخی از کنفرانسها می بینیم. مانند کنفرانس بین المللی زنان کُردبرای صلح و عدالت ،کنفرانس بر مشارکت گسترده مردان در مسائل و دغدغه های زنان تآکید داشت و تنها از زنان برای زنان بهره نجست. جدای از اعضای کمیته برگزارکننده قریب به اتفاق نصف جمعیت شرکت کننده را مردان تشکیل می دادند. مردانی را در کنار زنان می بینیم که حتی مسئولیت کمپین زنان را در مناطق کُردنشین بر عهده می گیرند مانند کاوه کرمانشاهی یا مردانی که رشته تخصصی خود را مطالعات زنان انتخاب می کنند . در بیشتر کمیته های برگزاری کنفرانسهای زنان برای روز زن مردان کُرد را می بینیم که فعال هستند. درک مسئله نیمی از جمعیت و ضرورت بالا بردن ظرفیت های زنان برای پیشبرد و ارتقای اجتماعی ، حل مسئله ملی و حفظ زبان مادری بالا رفته است.

نقش زنان در دیاسپورا: به نقش زنان در خارج از مرزها توجه زیادی نشده است. غافل از اینکه ادبیات خارج از کشور ترمیم کننده بخش بریده شده زبان قربانیان در زندانها بود.زنان دست به نویسندگی زدند
نویسندگان و پژوهشگران، هنرمندان ،فعالان سیاسی،خبرنگاران و وبلاگ نویسان ،لابی گران و کمپین سازان از راه قلم زنی، طراحی، نوشتن خاطرات سایرین،مصاحبات و... حد و حدود تفکرات مردسالارانه باقی مانده در مردان را به آنان تذکر داد و یک واژه استاپ در پیش پای آنان قرار داد. این دوره از یک خصلت مربوط به جنبش های اجتماعی –مدنی برخوردار است. تنها مشکلش عدم آگاهی از این واقعیت است که جنبش های اجتماعی –مدنی در کشورهایی با ساختارهای توتالیتر که فضای انقباضی سرکوب و فشار از خصیصه های انهاست معمولآ از پایین کار نمی کند. این جنبش ها در کشورهای غربی ممکن است به همین دلیل است که دوره هایی از تحرک های بزرگ زنان و کارگران و سیاها ن را در آمریکا می بینیم
روز زن در کُردستان:
آزمون جمهوری کُردستان وتغییرات سالهای اخیر دوران رژیم سلصنتی پایه های عدم نادیده انگاشتن نسل انقلابی زنان کَرد را پدید آورد.شرکت در میتینگ17 اسفند(8مارس) معروف به روز اعتراض علیه فرمان حجاب اجباری وبه وجود آوردن مراکز فعال زنان "بنکه ی ژنان "و راه اندازی راهپیمایی تاریخی مریوان از شهرهای مهم کُردستان به طرف مریوان ، گروههای آموزشی زنان برای کمک رسانی و مداوای زخمی ها و در صف اول قرار گرفتن تظاهراتها و اعتراضات سیاسی تآییدی بود بر بیداری نسلی که دیگر حذف آنان ممکن نیست.ایجاد گروههای کاری برای بالابردن آگاهی جنسیتی زنان در محله ها ،شهرها و روستاها تابوی بیرون آمدن و فریاد زدن در هر دو عرصه خانه و اجتماع شکست. دیگر حریم حرکتی مشخص بود و آن فروریختن حصارهای مردانه و همه سالاری بود . حصاری که دو طرف داشت و حقوق را نا عادلانه تنها به خود می داد و زنان را پشت حصارهای سنتی و مذهبی رها کرده بود. در یک بررسی عمیق می توان دریافت که علیرغم زیان و ضررهایی که وسیله ای به نام سلاح در زندگی زنان داشت اما این سنت شکنی چندین پیامد داشت. اولآ مهر تآییدی بر توانایی و برابری زنان بامردان همفکر خود در جنبش ملی بود دومآ حس توانایی و تکیه به خود را ایجاد کرد ، پایه های ناقص بودن زنان را زیر سوال بُرد. این سنت شکنی از سازمانهایی با افکار و عقایدی که بیشتر رنگ و بوی طبقاتی و کاملآ سکیولاریستی داشت تا صرف ملی مانند سازمان انقلابی زحمتکشان کُردستان ایران (کومه له). در سال سالهای اخیر و در شهرهای بزرگ مردها به زنان تبریک می گویند بر خلاف سایر مناطق دیگر در ایران که روز فاطمه زهرا را جشن می گیرند روز زن مرسوم است و این به علت نفوذ سیاسی احزاب و سازمانهای سکیولار در کُردستان است. زنان کُرد باوجود اینکه به همراه سایر اعضای جامعه کُردها مورد حذف هویتی قرار گرفته انداما کلیه حرکتهای آزادیخواهانه آنان در تضاد با دیکتاتوری، سانسور و ...نادیده انگاشتن بوده است. تآثیر جنبشهای آزادیخواهی کُردستان را روی آگاهی زنان نمی توان انکار کرد. و به همان نسبت تآثیر زنانی که به سختی مبارره کردند ویا جان خود را از دست دادند روی سکیولار ماندن جنبش کُردستان بی تآثیر نمی توان دید.
اولين مراسم روز جهانی زن در مريوان در سال 81 با حضور کارشناسانی در سطح استان و شهرستان با شرکت 100 نفر از زنان و مردان علاقه مند در سالن اجتماعات اداره آموزش و پرورش ساعت 10 صبح برگزار گردید که در این مراسم آقایان محمد یوسف رهنمون , سعید ساعدی , حسین فرجی , و خانم شهین محمدی سخنانی را در مورد چگونگی تاسیس انجمن و نقش زنان در جامعه و تبریک روز جهانی زن ایراد کردند پایان مراسم با اهداء شاخه گل از سوی خانم ها سعیده محمدی و مدینه عثمان پور از اعضای شورای شهر به حاضرین در مراسم به پایان رسید (20) همچنین این روز هر ساله توسط تشکل های غیر دولتی مانند جامعه حمایت از زنان و کانون دفاع از حقوق کودکان برگزار می شود.(21)


,وعده ما و زنان در بند که نیاز به توجه دارند.
روز زن را روز زنان در بند کنیم. از آنان یاد کنیم و نگذاریم از یاد بروند. نامه بنویسیم ،عکسهایشان را قاپ کنیم و در فیس بووک بگذاریم. به شخصیتهای سیاسی نامه بدهیم تا آنان را حمایت کنند. به فعالیتهای آنان ارج بنهیم و آنان را موجوداتی ضعیف و ندان و فراری ننامیم. سه نفر از زنان کُرد را در بند داریم.
زینب بایزیدی عضو سازمان حقوق بشر کردستان و فعال کمپین یک میلیون امضا در 19 تیر 1387 در شهر مهاباد دستگیر شد و بدون داشتن وکیل در پشت درهای بسته محاکمه ای غیر علتی به اتهام اقدام علیه امنیت ملی ئو حمایت از سازمانهای سیاسی کُردستان و تبلیغ علیه نظام و مصاحبه با رساناهای بیگانه و عضویت در یک سازمان غیرقانونی محاکمه و به چهار سال زندان محکوم شد.و چون طبق پرونده قبلی چهار ماه حبس تعلیقی دارد مجبوربه تحمل 4سال و نیم زندان است. اکنون زینب بایزیدی در زندان زنجان است . زینب تاکنون چند بار به اعتصاب غذا دست زده است چون در بندهای زنان مجرم است و نیز نصف بیشتر دوران محکومیتش را گذرانده و طبق قانون ایران می تواند هم مشمول مرخصی و هم مشمول آزادی مشروط شود،.
و روناک صفارزاده از اعضای کمپین یک ملیون امضا و سازمان زنان آذرمهر در 18 مهر 1385 دستگیر شد.و اکنون مدت چهار سال است که در زندان سنندج به سر می برد و اکنون مدتهاست که مشمول عفو مشروط شود اما تنها یک بارحق گرفتن مرخصی داشته است. برای روناک پرونده دیگری مانند سایر فعالان کُرد ساخته اند و آن« خروج غیر قانونی از مرز و برای این پرونده 9 ماه حبس دارد...
زینب جلالیان یکی از تنها زنان سیاسی است که حکم اعدام دارد. زینب جلالیان اهل ماکو در سن ۱۰ سالگی به دلیل اینکه خانواده‌اش با تحصیل او مخالف بودند از خانه فرار کرد. وی بلافاصله پس از فرار از خانه جذب حزب کارگران کردستان(پ‌ک‌ک) شد که در آن زمان در ایران فعالیت قانونی داشت در سال ۸۶ و پس از بازگشت به ایران بازداشت شد. اوبه اتهام محاربه از طریق عضویت در گروه پژاک صادر و در دیوان عالی کشور تایید شد. به گفته فعالان کرد، دادگاه رسیدگی به اتهامات زینب جلالیان بدون حضور وکیل مدافع برگزار شده و تنها چند دقیقه به طول انجامیده‌است. نزدیکان وی می‌گویند که جلالیان این اتهامات را نمی‌پذیرد و در سال‌های گذشته تنها با گروه پ‌ک‌ک به‌طور غیر مسلحانه همکاری داشته‌است.
او در آذر ماه ۸۸ از سوی دادگاه انقلاب کرمانشاه به اعدام محکوم شد و سپس از سوی دیوان عالی کشور تایید شد زینب جلالیان تقاضای عفو کرده است و پرونده او در کمیسیون عفو و بخشودگی است. محمد شریف، وکیل او می گوید: تاکنون یکبار به خود او گفته اند که عفو شده و بعد مجددا گفته اند که اعدامش تایید شده. اما اخیرا باز به صورت شفاهی به زینب گفته اند که حکم اعدامش نقض شده.
وکلای وی آقای دکتر محمد شریف و آقای خلیل بهرامیان می‌باشند.زینب در حال حاضر در زندان دیزل آباد کرمانشاه به‌سر می‌برد.
--------------------- -----------------------
یک مسئله مشترک میان همه این زنان چه با دیدگاهها سیاسی –ایده ئولوژیک چه با دیدگاههای فمینیستی ویا ملی گرایانه و آن تآثیر به سزایی که در جنبش های ملی در کشور داشته اند به عنوان اعضای فعال این حرکتها در تلاش بوده اند و نه نظاره گران و مورد ظلم واقع شده گان.با اینکه رده های بالای حزبی کم تر دیده می شوند. اما از پویایی مختص به خود برحوردادند ،پویایی در خورو مختص به زن کُرد.

--------------------------------------------------------------- ---------------------پاورقی و برخی تعاریف
(1)حکومت_پدرمیراثی http://fa.wikipedia.org/wiki
.(2) این تبعیضات چند بعدی به تآیید گزارشگر مخصوص سازمان ملل در مورد خشونت علیه زنان نیز رسیده است Special Rapporteur on violence against women, its causes and consequences. The mandate holder was, at the time of the mission to Iran, Yakin Ertürk
به اقتباس از منابع سازمان عفو بین الملل

(3)اتنوساید یک ترم حقوقی است که مانند ژنوساید به سیاست نابودکردن یک قوم اشاره دارد
(4)یونیسف، وضعیت دختران و زنان در استان كردستان در جمهوری اسلامی ایران، 1377 (1988)
http://kurdistannet.blogspot.com/2008/08/blog-post_02.html(5)

(6)سیاست زبان زدایی برای از بین بردن یک زبان
I. Defining the dengbêj and dengbêjî(7)
The term dengbêj is a Kurdish term composed of the words deng [voice] and bêj (present tense of gotin, to tell). According to Yaşar Kemal, the dengbêj is a man who recites epics in a professional way4. The terms bard or troubadour are sometimes used alluding to the long epic songs that dengbêjs recite, generally without musical accompaniment. Christine Allison also distinguishes between the stranbêj and the dengbêj, the latter singing without musical accompaniment
واژه "ده نگ بیژ"از دو کلمه ده نگ (صدا) و بیژ(گفتن) که به نوعی سبک آوازخوانی اطلاق می شود که مسائل و مشکلات سیاسی و اجتماعی از طریق خواندن بدون حضور ساز انجام می گردد.
(8) این واژه در متون فارسی به کار نرفته و آن پدیده اقدام دولتی به کشتن یک جنس خاص که در موارد زیادی جنس مردان است .در جریان نسل کشی های کُردها در عراق و ایران این پدیده قابل توجه است.
(9)
http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D8%AC%D8%AA%D9%87%D8%AF
Document - Iran: Human rights abuses against the Kurdish (10)

(11) (رجوع كنید به تبدیل حقوق به واقعیت : وظیفه حكومت در رسیدگی به خشونت علیه زنان(AI Index: ACT 77/049/2004).
(12)مواد 19 و 24 میثاق حقوق كودكان
http://www.azadi-b.com/J/2010/10/post_588.html(13)
(14)این لیست به کمک آقای سالار پاشایی از آرشیو خزب کومه له استخراج شده است. از علاقمندان و محققین در زمینه مسائل زنان تقاضا می شود که اگر اسمی از قلم افتاده به آن بیافرایند. ? به لیست اضافه کنید
http://www.rahana.org/prisoners/?p=7948(15)
http://www.rahana.org/prisoners/?p=1690(16)
((17)به نقل از نگین شیخ الاسلامی از موسسین انجمن
http://zananm.wordpress.com/about) (18)
http://www.kncna.org/docs/conferences/2007/k_int_women_cordi (19))nate.asp
(http://www.jstor.org/stable/10.2979/MEW.2007.3.3.105
&
http://www.vokradio.com/content/view/88/1
http://zananm.wordpress.com/(20) فعالیتهای-ما
http://j-zanan.blogspot.com/2008/03/blog-post.html(21)

No comments: