Sunday, April 01, 2012

فولکلو موسمی کُردها،رسومات ، افتخار ملی و پیوند آن با حقوق بشر

http://www.iranian.com/main/2012/apr-8

فولکلو مو
سمی کُردها،رسومات ، افتخار ملی و پیوند آن با حقوق بشر

ثریا فلاح


پیش گفتار:

امسال برای یازدهیمن سال پیاپی در فاصله چهارشنبه سوری تا 13بدر به مناسبت ایام نوروز و سال نو ایرانی و تقویم کُردی در رادیوبرنامه داشتم. این برنامه ها گاهآ برای بررسی و معنای نوروز در کُردستان و برای کُردها و جهت معرفی آن و آشنایی شنوندگان با مفاهیم ،اسطوره ها و اهمیت این ایام و آمیختگی آن با موسیقی دلنشین و شور انگیز کُردی تبیین شده است. تآکید ها بر حسب زمان و روز برنامه متفاوت است گاهی روی چهارشنبه آخر سال در کُردستان و گاهی برای شب نوروز و گاه به مناسبت 13بدر. امسال برای آشنایی با کل مراسم ها از آمادگی نوروز تا روز 13 بدر روز 31 ماه مارچ تبیین شده است. همیشه به دلیل شرایط خاص حاکم در مناطق کُردنشین به نوعی چاشنی سیاسی آغشته می شود. شنوندگان زیادی زنگ می زنند و استقبال می کننند و گاهی هم حساسیت هایی دیده می شود تقریبآ همیشه شنوندگان مرا با این پرسش روبرو می کنندکه آیا آن مطالب را به صورت مکتوب دارم که آنها بتوانند بخوانند بخصوص هنگامی که صحبت از مراسم آتش افکنی شب نوروز در "نه که روز" سقز و"آربابا" در بانه و "آبیدر" سنندج گردهمایی های کردستان ترکیه به میان می آید. از این رو تصمیم گرفتم تا بخشی از مباحث و مسائلی که از آن صحبت به میان می آید در این مقاله بررسی کنم. : دوست نازنینی که به موسیقی کُردی علاقه فراوان دارد و در جهت شکوفایی آن در این شهر یاری بسیاری به ما رسانده مسئول تهیه برنامه است و هرگزفراموش نمی کند که در برنامه هایش از نقش و اهمیت موسیقی کُردی درموسیقی ایران و خمیرمایه موسیقی کردی سخن براند. هرسال هنرمندان عزیز کُرد با سازهای کُردی وبا نوای دف کُردی و کمانچه و.. برنامه را به فضایی دلچسب و شورانگیز مبدل می کنند. آهنگهای مربوط به عید و نوروز با اشعار زیبای کردی در این برنامه ها مورد استقبال قرار می گیرد. دف کُردی و سازهای سنتی دیگر همیشه پیام آور شادی بخش این برنامه ها هستند.

در این گفتار سعی بر آن شده تا علاوه بر شناخت پایه های فرهنگی این سنتها به ارتباط آن با مسئله حقوق بشر کُرد پرداخته شود.

همچنین نویسنده مایل به گسترش این کار تحقیقی است از این روی مراسمها و اشعار مربوط به نوروز مورد استقبال قرار خواهد گرفت. این امر در حفظ سنتهای صحیح و ارزشمند مردم کُرد تآثیر به سزایی خواهد داشت.برای این کار در پایان این گفتار ایمیلی در اختیار شما قرار گرفته که می توانید در رابطه با جشن ها و مراسمهای فصلی مانند نوروز و مهرگان و سده وبرات و... اطلاعات بفرستید با حفظ حق نوشته هایتان از آن برای کارهای تحقیقی استفاده خواهیم کرد.

این گفتار شامل موضوعات زیر است:

1-نقطه ثقل اتفاق آرای کُردها

2-اسطوره ها،نمادها ،-تقویم سال کُردی2711

3-عناصر و المنت های نوروز:

الف : طبیعت

ب :آمادگی نوروز

پ :سفره

ت :خانه تکانی

ث: چهارشنبه آخرسال(کوله چوارشه مه ی ئاخری سال)

ج: شب نوروز

چ: عیدی (نوروزانه)

ح: صبح روز نوروز

خ: مراسم ،بازیهای ایام عید

ر: -خوراکی های ایام نوروز و بهار

ز: سیزده بدر

نوروز در اشعار و سروده ها

4-تآثیرجنگها،کشمکش و آشفتگی منطقه

5- چرا حقوق بشر

6- فولکلورهای موسمی و زندانیان حقوق سیاسی ومدنی

---------------------------------------------------

1-نقطه ثقل اتفاق آرای کُردها ،معنای نوروز

کُردها ممکن است در بسیاری ازمسائل متفق القول نباشند مانندعقاید و دیدگاههای سیاسی،عدم وجود یک لهجه مشترک در زبان گستردۀ کُردی، پیروی ازمذاهب مختلف که از مسلمان و کلیمی و زرتشتی و مسیحی و ثبی و میترایسم و اهل حق و یارسانی و بهایی و.. گرفته تا شاخه های مختلف هر کدام. از نظر تیره های زبانی نیز سورانی و گورانی و کرمانجی و اردلانی و... اما همه در یک مسئله متوافق القول اند و آن برگزاری جشن ملی خود ، جشن نوروز و مراسم آن است.توافقی نانوشته برای حفظ فولکلور فصلی یا موسمی که بر مراسم و باورهایی که به حفظ ادبیات شفاهی کُردها با استفاده از آلام و ابزار ی همچون سروده های بخصوص این ایام و اجرای مراسمها و پوشیدن لباسهای بخصوص انجام می شود وجود دارد.

آداب و رسوم زیادی وجود دارد که نمی‌توانم به همه‌ آن‌ها اشاره کنم چون به مرور زمان برخی از این آداب و رسوم کمرنگ شده یا از براثر سیاستهای غلط دولتها یا حمله آشکار آنان از میان رفته است..نوروز در زندگی مردم کُرد و در میان فولکلور موسمی مناطقی که زندگی می کنند یکی از مهمترین اجزای فرهنگ کُردستان و کُردها است.

عناصر قوی این روز آن را هنوز در آسیای میانه ،قفقازو خاورمیانه و در میان مهاجران سایر کشورها حفظ کرده است.این روز نه تنها در میان اکراد ایران و عراق و ترکیه و سوریه جایگاه خاصی دارد بلکه اصرار به برگزاری آن در میان کردهای ساکن قفقاز و آذربایجان و ساکنان کشورهای دیگر دیده می شود. اگرمراسم نوروز در سایر کشورها که به بیش از 9 کشور می رسد به برگزاری مراسم های زیبا و پر بار سنتی ختم می شود در برخی از مناطق کُردنشین به علل و عوامل سیاسی و بحران نقض حقوق اولیه آحاد ساکنان منطقه به یک حرکت و موج فشار علیه تضیقهای سیستم حکومتی است و همین امر نه صدها و هزاران بلکه به صورت میلیونی مردم را به دور خود جمع می کند.(رجوع کنید به مراسم نوروز در شهر آمد و دیار بکر ،اربیل و السقا در منطقه کردنشین سوریه. و در برخی موارد به علت مخالفت دولت به خونریزی کشیده می شود . 1

روزهای زیادی در طول سال و در تاریخ ملتها برای اعضای وابسته به آن ملت و قوم حائز اهمیت است. برای کُردها با تاریخ طولانی و پر از کشمکش این روزها کم نیستند. در میان آن روزها نوروز به عنوان یک روز نه تنها روز یا روزهایی برای انجام مراسمهای فولکلوریک وسنتی محسوب می شود بلکه جشنی ملی، افتخاری تاریخی و ندای حق طلبی آنان است. بسیاری از آن به عنوان مفهوم آزادی و رهایی از بند اسارت و بندگی ظلم و جور ستمكاران نام می برند و تنها روز ثروت و برکت به حساب نمی آورند بلکه نماد صلح و آشتی ،همبستگی و هویت ملی است. برای بیشماری نوروز NewroZ، نه و روژ،نه وروز، نەورۆز Newruz یا به عبارتی نوروژ فقط معنای سال نو را دارد ,برای برخی مفاهیمی عمیق تر وبرای کُردها یک حق ملی محسوب می شود. حقی که به آسانی توسط دولتها از آنان ستانده شده است وبسیاری موارد اجازه برگزاری آن را هم نداشته اند.گاهآ نمادی از وجوه ملی و هویتی و گاه شکلی از مقاومت و اثبات همبستگی خود را می نمایاند بالاخص در ترکیه و سوریه و در عراق سابق تا قبل از شکل گیری حکومت اقلیم کُردستان. درکردستان ایران از پیچیدگی همبستگی فرهنگی با سایر اقوام و نمود افتخار ملی و حق طلبی قومی است. اهمیت آن به حدی است که از آن به عنوان اسم فرزندان استفاده می شود،همچنین در جنوب سقزکوهی به نام نه که روز که نام آن مصحف نام نوروز در زبان پهلوی است(آقای کیوان در نوروز در کردستان)

3-


=================================

2-اسطوره ها،نمادها ، و -تقویم سال کُردی2711

اساطیر را باورکنیم یا نه به صورت بخشی از باورهای مردم در آمده است. بارها آن را بیان می کنیم،می نویسیمش ، به فرزندانمان می گوییم و از وجود آنها لذت می بریم بالاخص که به فولکلورهای موسمی و مراسم های سنتی و چگونگی پیدایش آنان باشد. آنگاه که به یک افتخار ملی و به یک امر فراگیر بدل می شود دیگر می خواهیم کاملا باورش کنیم. اسطوره های نوروزیکی از مهمترین آنان است.و ازمیان آنان داستان کاوه و ضحاک مهمترین. داستان آن آهنگر جوان ماد که با قیام خود حاکم ستمگر،ضحاک که مارهای روی دوشهایش از خوردن سر جوانان سیر نمی شدند. بی شک تنها در ذهن کودکی مان این داستان را که در مدرسه و همه جا تعریف کردنش مرسوم بود باور می کردیم و یا دلمان می خواشت باور کنیم . اما تکنولوژی نو و ذهن پرورش یافته از واقعیات بی بدیل امروز دیگر لذت باور این داستان ها و اسطوره ها را از کودکانمان گرفته است. باور و عدم باور آن آنقدر در من تآثیر ندارد که ماجرایی که از تلاش و مبارزه طبقه پایین دست و نیروی جوان را در مقابل ظلم و تباهی. (هر چند در جایی دیگر سخن از کاوه به عنوان پدری که فرزندانش از دست ضحاک جان به در نبرده بودند یاد می شود) این همان اسطوره است ، همان نماد که بدون اینکه داستان آن را باورکنیم به آن مهر می ورزیم. و آن رابخشی از تاریخ خود می دانیم. بدین ترتیب شاید بخشی از داستان قهرمان پروری مادها و کردهای امروزی ،سلحشوری و شورش و خشم در مقابل ظلم از آن نشآت گرفته باشد. به همین دلیل هر کس به دلخواه خودش کاوه را اهل جایی و هر کس ضحاک را اهل دهکده خود می نامد. افرادی هستند که داستان را باور کرده اما کار کاوه را ضدیت با سیستمی می دانند که متعلق به اقلیت مردم بوده و به آن اهتمامی نمی دهند." برخی آن را به جمشيد جم در تاريخ افسانه ای ايران ربط داده اند و برخی ديگر به زردشت، بانی دين کهن ايرانيان و برخی خاور شناسان خارجی و کردها که از نواده های مادها (بنيان گذاران اولين امپراتوری در سرزمين پهناور ايران بوده اند) ربط می دهند و مدارک تاريخی هم برايش ارائه شده است. يعنی هنگامی که در روز معينی از سال ۶۱۲ پيش ازميلاد، هووخشتره (يا بقول هرودوت کياکسار) رهبر آن زمانی مادها و پدرزن کورش، شهر نينوا، پايتخت امپراتوری آشوری را تسخير کرد، آن روز را در آن سال روز نو ناميدند و جشنی بر پا کردند که هر ساله تکرارش می کنند. لايق ذکر است، گفته شود که مادها بنيانگذار اولين امپراتوری در سال ۷۰۱ پيش از ميلاد در ايران بوده اند "و در اوستا به گونه ای دیگر. اما سالها و تقسیمات زمانی و تقویم فصلی رایج در زمان زرتشت که در اوستا آمده است هر کدام به زمانی بر می گردد. گاهآ بسیاری از این تاریخ و داستانها و افراد و زمان با هم همخوانی ندارند اما مهم دو موضوع است یکی اینکه وجود نوروز قدمت تاریخی و باستانی دارد و دوم اینکه یک تقویم فصلی است و وابسته به طبیعت نه به حکومت و مذهب خاصی. به آنجا که انسان از آن بر آمده است. این روز و ایام وابسته به آن تحت تآثیر حکومتهای محلی و سیستمهای مختلف در ایران قرار گرفت و دستخوش تغییرات زمانی شد.اما اگر چه برگزاری جشن نوروزدر ایران در در فاصله زمانی حکمرانی ساسانيان تا قرن يازدهم ميلادی و تا زمان وزارت خواجه نظام الملک دستخوش تغییرات مربوط به سالهای کبیسه شد اما در هیچ کجای تاریخ مربوط به کُردها و برگزاری این مراسم در مناطق کُردنشین نیامده است که این مراسم به جز در گذار زمانی زمستان به بهار صورت گرفته باشد.

برخی هم از خاتو زم حریر الهام می گیرند. او که مادر چله کوچک و چله بزرگ است با روشن کردن آتش به گریه می افتاد و مردم برای رفتن زمستان آتش بر روی پشت بامهایشان و در بلندترین نقطه خانه روشن می کردند.

3-عناصر،ارکان و المنت های نوروز:

الف : طبیعت ،بازی رنگها:

طبیعت نقش مهمی را در فرهنگ کردها بازی می کند. بیشتر لباسهای محلی و حتی پارچه ها ترکیبی است از اجزای موجود در بهار. انتخاب رنگهای سبز روشن و بنفش و قرمز از آن جمله است. همچنین روز اول عید مردم بخشی از زمان خود را به دید و بازدید همدیگر در دامن دشت و صحراها و پایه کوهها اختصاص می دهند. کردهای ایران که روز سیزده بدر هم به روزهای ملاقات خود با دشت و صحرا افزوده اند. آغوش طبیعت مآمن امنی برای کردها و فرار از دست ظالم بوده و امروزه مآمنی برای شادی و رزم.. همچنین بهار و آمدن نوروز خبر خوشایند دیگری به همراه دارد و آن پایان فصل سرما و بیکاری است. زایش نو طبیعت و از سرگیری کار و تلاش.

گلهای بهاری مانند گولاله وه نه وشه یا کل بنفش و شقایقهای وحشی که تمام پهنه دشتهای فراغ کُردستان را در بر می گیرند. گل زرد و سخ سلیمان بگ بانه هم معروفیتی در میان کردها دارد که برایش آواز ها سروده شده است. شقایقها همیشه به عنوان سمبلها و نمونه های زیبایی و فرزندان از میان رفته آنان بوده است. ماه اول سال نو صبیعی خاکه لیوه نامید ه می شود ،خاکه لیوه بیان تحولی در خاک است. این کلمه در اصل ئاخ +لیڤه بوده است.که بعدها در تحولات زبان شناسی به خاکه لیوه تبدیل شده است. و آن به معنی لحظه ای است که خاک از روی سبزه ها کنار می روند و گیاه از زمین می روید و خاک دگرگون می شود.

===================== =================

ب :آمادگی نوروزوخانه تکانی ،خرید لباس عید،پخت و پز:

نوروز از شب سال تحویل آغاز نمی شود بلکه از اوایل اسفند که به طور وسیعی سرعت تمیز کردن خانه و حتی با وجود سرما شستن فرشها و تمام اثاث خانه آغاز می شود و آ ن را خوش یمن می دانند شروع می شود..همسایه ها و اهل فامیل به هم کمک می کنند.و تا شب چهار شنبه آخر سال بایست به اتمام رسیده و خانه برای سفره و پذیرایی عید آماده باشد. مراسم پخت و پز نان و آماده کردن انواع نانها در همین ایام قبل از عید شروع می شود. آخرین پنیرهای زمستانی مصرف می شوند و گندم ها برای پخت سمنو ساییده. روحیه جمعی آماده شدن برای نوروز و فصل تازه و روح طبیعت که پیام شادباش می دهد در میان مردم می پیچد. مردم در بسیاری از مکانها در رفاه زندگی نمی کنند و یا داغدار فرزندا ن خود هستند اما روحیه طبیعت دوست و صلح خواه مردم کُرد به استقبال بهار می رود. سابقآ که تاریخ دقیق آن را نمی دانم نوروز با صدای دهل به استقبال بهار و عید می رفتند و بدین ترتیب مراسم شروع می شد: با صدای طبل و زرنا عده ای در شهر می گشتند و این را میخواندند:

جی ژنه جی ژنه بابه

جی ژنه به قوربان

دایک و باب و وخوشک وبرا

موباره ک له هه موتان

ترجمه:

عید است عید نوروز بابا

عید است عزیزم

مادر و پدر و خواهر و برادرم

عید بر همه شما مبارک باد

در و پنجره های بسته به روی سرمای سخت زمستان شروع به باز شدن می کنند و هوای تازه وارد خانه می گردد.

=================================

ر: -خوراکی های ایام نوروز و بهار:

یکی از کارهایی که برای آمادگی عید انجام می شده است پختن نان ،کولیره چه وره(نان شیرینی های بزرگ) کولیره شیرینه ، قولیچه (کلوچه) حلوای نان خورده (ته مانده های تنور) ، و خوشمزه ترینش که لانه که ترکیبی است ازسبزیهای بهاری مانند کنیوال و تره پیاز (پیازچه سبز) و خمیر نان که در تنور می پزند و با روغن محلی یاکره حیوانی چرب می کنند. طرز پختش هم روی ساج است. برای اطلاعات بیشتر....

مصرف سبزیجات بهاری سالهاست که در کردستان رواج دارد. در بهار سبزی های زیادی در منطقه کوهستانهای کُردستان و در دامنه کوهها می رویند. شنگ و قازیاخه ،گیلاخه و ریواس، پنگه و کوزه له و گزیزه‌ ، لوشه‌ ، که‌نگر ، ، کارگ و که‌ما ، کوڕاده‌ ، بیزا ، اسپناغ ، سیر ، اسپینگ ، ، ، ترشوه‌که‌ ، جاتره‌ و گوله‌ مه‌لاقه‌ و شڵیره‌ و خه‌شخاشه‌ از آن جمله هستندد.

===================================

پ :سفره

سفره یکی از مهمترین المنتهای نوروز است. محل جمع شدن افراد خانواده ،محل خوراکی ها و جذب بچه های خانه ،محله و مهمانان می شود. سفره هفت طعام یا هفت سین یا هفت شین کدام؟سفره در کردستان کوچک نیست. بزرگ . در مهمانخانه پهن می شد.

آیا سفره ای در خانه های کُردنشین پهن می شده و آیا هم اکنون پهن می شود مسئله ای است که در جاهای مختلف کردستان متفاوت بوده و هست. کُردهای ساکن ایران در حال حاضر به شکل امروزی سایر مناطق ایران از سفره ای با تعدادی سین که غالبآ تعداد سین هایش از 7 هم تجاوز می کند استقبال می کنند. این خود نوعی تاثیر و تآثر عمیق فرهنگی و غالب شدن عناصر قوی فرهنگی را نشان می دهدکه در جاهای دیگر کردستان مانند عراق و ترکیه و سوریه دیده نمی شود یا اگر هست شکلش کاملآ متفاوت است.آنچه مسلم است سفرهُ 7 طعام است. سمنو و حلوا ، کشمش و مویزو گردو و گزو(نوعی خوراکی دلپذی که از شیره درخت مخصوصی گرفته می شود) ، گل قند و مربا(نوعی شیرینی محلی است با مربا ی معمولی اشتباه نگیرید) ،نان برنجی و...بخشی از سفره بوده. در سفره شیرینی و کلوچه محلی(قولیچه) ،میوه های هنوز زمستانی به علت هوای سرد، نان و خشکبار ، شربت مویزو خوشاب(خوشاو) (شربتی که از مرکبات درست می شده است) یافت می شد. اینها سابقآ روی سینی یا به اصطلاح کردی مجمعه های مسی یا برنجی گذاشته می شده است.

سمنی یا سبزه: سبزه بخشی از سفره عید است. سبزه غالبآ از گندم،ماش ، نخود، تخم تره تیزک (شاهی) ، عدس یا هر نوع حبوبات دیگری ساخته وبا پارچه ای قرمز رنگ که به دور کمرش بسته می شود نگهداری می شود. چنانکه لباسهای کُردی همیشه رنگارنگ و غالبآ زرق و برقی است و دوخت و دوز آن در خانه صورت می گیرد تکه های باقیمانده پارچه را به مصارف مختلف از جمله سوراخ کردن آن و مزین کردن سبزه به کار می برند. سبزه را عمومآ از چند روزی قبل از عید می کارند وتا روز سیزده بدر نگهداری کرده و سپس به دامان طبیعت بر می گردانند

.

ماهی : ماهی همیشه روی سفره است ماهی های کوچک از رودخانه گرفته می شدند و به تعداد فرزندان خانواده بود که معمولآ هم کم نبودند.

امروز بسیاری از مراسم سفره و هفت سین و... به سایر بخشهای ایران شباهت دارد. این تداخل و مبادلات فرهنگی سبب شده که نسل جوان به استفاده از سفره هفت سین علاقمند شده و آن را با سفره سنتی مخلوط کنند. از این روی بازی رنگها خیره کنند ه است..

رسم اسکناس وسکه پول دادن و سکه گرفتن که لای قرآن قراردادن نیز مرسوم است که سابقآ صبح روز عید به بچه ها که چشم انتظار گرفتن عیدی بودند داده می شد و اکنون که ساعت و زمانهای ژئوفیزیک از قبل اعلام می شود خانواده ها بخصوص نسل جوان در انتظار تحویل سال می نشینند.

یکی از سنن مشترک با سایر مذاهب مانند مسیحی و کلیمی سنت تخم مرغ رنگ کردن است. معمولآ فرزندان خانواده مسئولیت رنگ کردن تخم مرغها را بر عهده دارند. رنگهای گیاهی و طبیعی ،حنا (اگر مردان خانواده مخالفت نکنند، ماژیکها و پختن پوست پیاز و پیچیدن نخ دور تخم مرغها برای راه راه کردن تخم مرغ قبل از استفاده از رنگها روشهایی است برای آراستن تخم مرغ برای سفره ودیگر امورات از جمله گذاشتن تخم مرغ در کیسه افرادی است که به هاتره ماتره می روند. همچنین تخم به تعداد فرزندان مرغ رنگ شده را همسایه ها به رسم خوشامد سال نوبرای هم می فرستند.

======================= ===========================

ث: چهارشنبه آخرسال(کوله چوارشه مه ی ئاخری سال) :

آخرین چهارشنبه سال را كردهای ایران (کوله چوارشه مه ی ئاخری سال که به معنای چهارشنبه کوتاه می نامند. چهارشنبه سوری بر خلاف سایر مناطق ایران روز چهارشنبه برگزار می شود نه سه شنبه غروب. روشن کردن آتش و رقصیدن دور آن و پریدن بر روی آتش در آن شب دقیقآ معلوم نیست از چه زمانی در کردستان اتفاق افتاده است. به نظر می رسد چون در سایر مناطق کرد نشین از جمله ترکیه و سوریه و عراق تنها شب نوروز آتش روشن میکنند این مسئله بر می گردد به پیوند با باورهای دیرین و باور سایر اقوام ایرانی . البته مباجث اساطیری هم در این زمینه به هم بافته شده که به برمی گردد به آتشکده های روشن آخرین چهارشنبه سال در زمان مادها که مورد بحث نیست. برخی هم به مقاومت فرهنگی ایرانیان که در مقابل اسلام با روشن نگه داشتن آتش مقدس و پایکوبی در اطراف آن به نوعی واکنش دفاعی مرتبط می دهند. هر چه هست مراسم جالبی است که بعضآ مادر بزرگها را برای انداختن دسته جاروهای خانه ساز و خاکروبه ها و انداختن اسپند به درون آتش به بیرون می کشاند. در شب چهار شنبه سوری به تعداد زیادی حلوا به در خانه ها توسط همسایگان برده می شود.هنگامی که از روی آتش می پرند می گویند:

ئاور زه ردی من بو تو

سوری تو له من

آتش! زردی من از تو

سرخی تو از من

شب چهارشنبه آش ترخینه که آخرین آش زمستانی است روی آتش پخته می شد.که به نشانه خداحافظی از زمستان است.

============================

ج: شب نوروز و آتش

یکی از آداب و رسومی که بیشتر در مناطق کردستان فعلاً مانده و ماندگاری دارد روشن کردن آتش است. با وجود اینکه آتش عنصری مقدس در تاریخ مذهبی ایران است اما خود وسیله و نمادی ازطغیان محسوب میشود. وبه عنوان نمادی از سوزاندن بندهای اسارت و كهنگی در آمده است. همچنین به نظر بسیاری در آن مظهر پاکی وصداقت نهفته است .آتش نه تنها به تغییر ساختاری و گذار و رشد انسان اولیه کمک کرد و تقدس خود را از این رو حفظ نمود بلکه روشنایی آن و از طرفی توان ویرانگری اش توان و حس اتوریته و هژمونی به مردم بخشیده است. مشعلهای دست مردم معابد که به آن روی می آوردند و آتش افروزی بالای بلندی ها نمودها و تجلی این حس و باورهای نانوشته است. این رسم روشن کردن آتش بر بلندی یا بام خانه رسمی است که هنوز انجام می شود.هیزم آن از چند روز قبل و یا از بوته ها و باقیمانده چوب سوختی زمستان تآمین می شد. در جاهایی که مراسم چهارشنبه سوری برگزار نمی شود مردم 7بار از روی آتش می پردند.

به اشعار زیر توجه کنید:

کردی:

جه ژنه جه ژنی کوردستانه

جيژنی نه وروزه

به تيشکی ئاگر ئه نوسم جيژنه پيروزه

شاخ وده شت وشاروگوندم کلپه ی گرتوه

گوری مه رگی دوژمنانی لی هه ل که ندوه

چاوکی ئاگر هيزی گيانمه

باوه ری به رزی کوردستانمه

سه یری که ن سه یری که ن سه یری که ن

ترجمه فارسی:

جشن است جشن نوروز است

با شعله های آتش می نویسم

عیدت پیروز

شعله های آتش نیروی جان من است

اعتقاد بلند کردستان من است

بنگر بنگر بنگر بنگر

ئه مسال بی چیا نه وروز ناکه م

بی بونی گیا نه وروز ناکه م

نه وروز ناکه م بی بلیسه ی سووری ئاگر.

نه وروز ناکه م

ئه گه ر ره شبه له ک توز نه کا و خوم نه بم به سه ر چوپی گر

امسال بدون..مراسم نوروز را به جا نمی آورم

بدون بوی گیاه...

نه نوروز بی شعله های سرخ آتش

نه نوروز

اگر دسته هه لپه رکی کوردی با رقصش گرد و خاک به پا نکند و من سر دسته رقص نباشم

=================================

چ: عیدی (نوروزانه) نه وروزانه

رسم بر این است که به بچه های خانه و محل وبه آنان که به دید و بازدید عید می روند عیدی داده شود که غالبآ پول و سکه است. عیدی به نانوای محل ،کارگران حمامچی ، وهمه افراد بخش خدماتی فراموش نمی شود. در بخشی از یک شعر در رابطه با نوروزانه چنین آمده

نه وروزانه هیلکه و گویزه

له یه کتر حورمه ت وریزه

مالی خاوین جلی پاکه

گورانی و شیعری چاکه

ته بریک و پیروز باییه

موسیقی و خوشی و شادیه

پاک کردنه وه ی ته پ وتوزه

ئه مانه مانای نه وروزه

نوروزانه تخم مرغ و گردو است

احترام به همدیگر است

خانه مرتب لباس تمیز

آواز و شعر خوب و با مسما است

تبریک و مبارک باد است

موسیقی و دل شاد است

پاک کردن گرد و خاک است

اینها معنای نوروز است

البته خوراکی مانند آنچه در فکاهی و بازی هاته ره ماته ره آمده است نیز نوروزانه به حساب می آید.

=========================== ======================

ح: صبح روز نوروز

دیدار صبح روز نوروز:

لذت صبح روز عید نوروز یک امر عمومی است. مادر از از صبح زود و سحرگاهان برای پخت صبحانه بیدار است.غذای گرم مانند پلوو خورشت که معمولآ خورشتهای سبزی،لوبیا چشم بلبلی و خلال بادام است. گاهآ حلیم و حلوا هم به آن اضافه می شود. سپس بچه ها لباس عیدشان را که معمولآ لباسهای کُردی رنگی است میپوشند و دور سفره جمع شده عیدی شان را بسته به وسع خانواده دریافت می کنند. و همه اهل خانه با همسایه ها جمع می شوند. "جی ژنه که ت پیروز بیت گه ردنم ئازا که" (عیدت مبارک حلالم کن) جمله ای است که میان همه رد و بدل می شود.

آنجا که دسته های مردم از پیر و جوان پیاده به طرف عزیزانی که دیگر در میان خانواده نبودند ، آنان که رخت بر بسته و در سکوت ماتم گرفته سلیمان بگ بانه و قبرستان سقز آرمیده بودند. به مزار شهدای ک که به سنگ قبرشان هم رحم نشده است و وحشت روحشان چکمه های پاسداران و اسلحه هایشان را به قبرستان و سر خاک آنان کشانده است. این رسم هنوز هم ادامه دارد و گاهی دسته های دف هم که زنان می نوازند به راه می افتند.سپس به دیدار همدیگر می روند. همیشه در گیر و دار قبول و رد سنت ها هستم. این سنت خوب را صبح روز عید از وقتی که با لباس بلند کردی دستم را می کشیدند که اولین مراسم صبح روز اعیاد را به جا آوریم از سنت صبح روز عید پدر و مادرم تبعیت می کنم.در بسیاری مناطق کُردنشین هم مردم به دامن طبیعت می روند. در کردستان ترکیه و سوریه مردم در میدان بزرگی جمع شده و باهم جشن می گیرند. سابقآ حمام صبح عید رایج بود اکنون با وجود حمامهای خانگی لذت این کار گروهی از میان رفته است.

================================ =================

خ: مراسم ،بازیهای ایام عید: هاتره ماتره ، میر نوروزی

از شب چهار شنبه تا شب نوروز مراسمها و کارهای فکاهی به منظور پیشواز عید انجام می شده . هاتره ماتره یکی از آنها ست. هاتره ماتره در بانه است که شال یا کیسه ای را از دریچه بام همسایه به اطاق آنان پایین می فرستادند و می گفتند: هاته ره ماته ره خوا کوریکی چاو ره شکه تا ن پی بدات له م شه وی نه وروزه به شی من بده بی به شم مه که ن. یعنی هاتره ماتره(هی هی) خدا یک پسر چشم سیاه بهتان بدهد در این شب نوروز سهم مرا بدهید. و این بازی که در قدیم در سقز و اطراف آن مرسوم بوده است به شکل زیر.
۱"- آویختن شال از روزنه ها و بام ها
شال کمر را که در بخش پوشاک شرح دادیم چند تن از جوانان که تشکیل دسته ای می دادند و از هر دسته یک نفر از کمر می گشود ،از روزنه ی پشت بام ها به پایین آویزان می کردند و با صدای بلند می گفتند هه لاوه ،مه لاوه ،کورتان ببی به زاوا ،شتیکمان بو بخنه تاوا »یعنی هه لاوه ،ملاوه ،پسرتان داماد باد چیزی برای مادر لای شال بگذارید ! به هدایایی که در داخل شال می گذارند «ناوشالانه» می گویند.
۲- در نوعی دیگر از یک نوع زنبیل که از ترکه ی درخت بید بافته می شود و سقزی ها به آن «چه په ر»می گویند استفاده می شود و با رفتن به دم در خانه ی همسایه ها و دق الباب و گفتن : هه ته ری و مه ته ری ،شتیکمان بو بخه نه ناو چه په ری . . . طلب هدیه می کردند"7

یکی دیگر از بازیها وفکاهی ها میر نوروزی است که مستلزم یک بررسی موشکافانه است. در این مراسم میرنوروزی حکمرانی است که به قید قرعه در ساعات اول نوروز از میان مردم برگزیده می شود و تا آخرین ساعات روز 12 فروردین حکمرانی می کند. همه دستورات وی همچون یک امیر قابل اجرا است و هر دستوری را به جز خلع ید امیر وقت می توانسته صادر کند. این مراسم که به نوعی مبارزه با سیستم وقت بوده است ریشه در تاریخ مردم کُرد دارد. به نوعی شاهد میرهای نوروزی بوده ایم که عدالت می بخشیدند. اما به نوعی هم گذرا بودن و پایان حکومت وقت را با تمام شدن و اتمام حکومتشان نوید می دادند.

بازیها و مراسمهای دیگری هستند که در مباحث بعدی به میان می آورم.

=============================== ================

ز: سیزده بدر

روز سیزده بدرروزی است که به بهانه خوش یمنی و بیرون کردن نحسی همه به یک امر مشترک می پردازند و آن رفتن به "سه یران" است. سه یران به معنای پیک نیک کُردی است که از صبح گاه آغاز و تا غروب ادامه می یابد. معمولا با وجود هوای سرد اما در کنار رودخانه یا هر نوع آب جاری است. در این روز مردم درد و بلاها را به کوهسارها و دشتها و باغهای خارج از محل سکونت می برند و رها می کنند و عصر آن باز گردند. این رسم سبب شده تا مردم آنچه از طبیعت گرفته اند به طبیعت برگردانند

.روز سیزده بدر چندین حسن در بر دارد جدای از صرف غذاهای سنتی و بازی و تفریح و سرگرمی در دامان طبیعت در کنار افراد خانواده دیدن آشنایانی که مدتها ست فرصت و فراغی برای دیدن آنان وجود نداشته است. همچنین به معنای پایان تعطیلات و بازگشایی کسب و پیشه و تحصیل و بازسازی می باشد و مردم خود را برای سالی پر تلاش حاضر می کنند.

به شعر زیر توجه کنید.

ترجمه شعر کردی که در پیایین آمده است .

باهم برای سیزده بدر

بریم دامن کوه و دشت و در

بهار آمد باز خوش است در و دشت

برو و ببین نمونه بهشت

راه افتاده شهر مثل کوچگران

قاطی با هم شد دار و نداران

بعضی ها پیاده ،برخی با ماشین

راه افتادند هر طبقه و چین

بازار بی صدا،بسته دکانها

نه حتی در شهر پرنده کشها

راه افتادیم با قوم و فامیلها

به بیرون شهر یا که به کوهها

هلو،زردآلو ،سیب درختی

نمی پذیرد دامن کوه سیری

رودها خروشان ،سبز شد زمین

پر از زیبایی است بلندی ،دمین

دشتها پر شدند از سرخ و از زرد

جایی چوب بازی ،جایی تخته نرد

هر جامی روی سرو صدایی است

انگار گذر کاروانسرایی است

از هزار طرف کنده و دود ه

هم زدن ظرف ،صدای قابلمه

شعله آتش ،عطر چاییه

انگار عروسی یا مهمونیه

وقت دلمه و کوفته ،کبابه

صدای دیوان چنگ و ربابه

چون آموزشگاه نغمه و آوازه

به هر صدایی عرفانی شاده

کف زدن ها و رقص و سما شد

هه لپه رکی چه پی و روینه و سه پا شد

روز" سه یران "غنچه َ انار(به معنی پیک نیک کُردی)

میعادگاه عشقه و دلدار

هر جا گروهی فرش انداخته

برای میهمان شیرینی ،پسته

جایی پسران با تیله بازی

جایی دختران با سنگ اندازی(یه قل دو قل)

جایی صدای دف جایی طبل زدن

جایی هم تنها بشکن و کف زدن

جایی ساز عود،ناز کمانچه

جایی شمشاله یا که بالبانچه

جایی خنده و جایی قرقره

جایی زرنا و صدای دُهُله

جایی نگاه دویار عاشقه

جایی بنیان عهد و پیمانه

یه جایی چالین(نوعی بازی کُردی شبیه مینی گلف)

جایی تاب بازی

شش خان دختران با تن نازی

یه جایی کشمش ،نقل و آجیله

گاه گاه صدای فرفر اتومبیله

جایی کی بر کی چند اسب سواره

جایی شطرنج و جایی قماره

گاهی آفتابه گاهی هم سایه

باران کمی گاهی هم باده

مجلس مستان یه جایی گرمه

جایی دعوا و بحث ناتمامه

جایی دعا و وقت نمازه

یه سخنوری ادیب جانبازه

به دیدار دوست شنیدن حیران

من شیدا هم روم به سه یران

گویی قیامت یا که محشره

یه بارم در سال سیزده بدره

اصل شعر کُردی :

سیانزه به دره ر

ره سول میرزاپور

خومان کو کردو بو سیانزه به ده ر

بچینه داوین کیو و ده شت و ده ر

به هار هاته تو خوشه ده ر و ده شت

بیرو ببینه نمونه ی به هه شت

ری که وتوه شاروکو خیلاتی

ده دار و دار پیکه وه قاتی

بری به پیاده،بری به ماشین

که وتنه ریگه هه رته به قه و چین

بازار بی ده نگ و دوکان به ستراوه

چوله که کوژی تیادانه ماوه

ری که وتین له که ل قه وم و که س چه ن مال

بو بیرونی شار یا کیوی خال خال

چروی داری پر قوخ و قه یسی وسیو

نایه لی تیربی له داوینی کیو

چه م خروشانه سه وز و شین زه وی

پر له جوانیه به رزایی و نه وی

ده شتان پر بوووه له سورو له زه رد

لایی هه لوکین لایی ته خته نه رد

بو هه رکوی ئه چی ده نگ و هه رایه

ئیژی گوزه ری کاروانسه رایه

له هه زار لاوه کوانوو دوکه له

چه رخی تاوله مه و قرچه ی مه نجه له

گری ئاورو عه تری چاییه

ئیژی زه ماون یا خو شاییه

ده ور دو لمه یه و کفته و که بابه

ده نگی دیوان و چه نگ و روبابه

وهک قوتابخانه ی نه غمه و گورانی

هه رجور دهنگی دی شایی و عیرفانی

چه پله ریزاد و ره خس و سه مایه

هه لپه رکی چه پی و روینه و سی پایه

روژی سه یرانی خونچه ی هه ناره

شوینی جی ژوانی دلدارو یاره

له هه رلا توقی فه رشی داخشته

بو میوان ئیرن شیرینی و پسته

له لایی میشین له لایی توپ قارین

له لایی کچان ده که ن باز ه لین

لایی ده نگی ده ف له لایی ته پله

له لایی هه رته نیا پله یه و چه پله

لایی ده نگی عود نازی که مانه

له لایی شمشال یا باله بانه

لایی پیکه نین لایی بو له بول

لایی زرنایه و گرمه یی ده هول

لایی چاو برکی دو ده زگیرانه له لایی بنیان عه هد و په یمانه

له لایی چالین لایی جولانی

له لایی کچان کاریان شه خشانه

لایی کشمیش و نوقل و ئاجیله

جارجار فره فر ده نگ ئوتومبیله

لای کی به رکی چه ن چاکه سواره

لایی شه تره نج و لایی قوماره

ده می خوهه تاو سیبه ری ده می

جار جار بایی دی ئه باری که می

مه جلسی مه ستان له لایی گه رمه

له لایی قره و ئا بگره و به رمه

له لایی دوعا و دستنویژو نویژه

له لایی ئه دیب خه ریک راویژه

بو دیداری دوست بیستنی حه یران

وامنی شه یداش هاتمه بو سه یران

ئیژی قیامه ت یا خو مه حشه ره

له سالا روژی سیانزه به ده ره

مراسم این روز:

1-دراین روز مرسوم است که 13 سنگریزه را به منظور آرزوها ی سال نو از پشت سر به درون رودخانه می اندازند. و به این ترتیب فرصت مناسبی برای برنامه ریزی هر کس دست می دهد.

2-گره زدن سبزه و سپردن آن به آب جاری

3- برگرداندن ماهی های تنگ به رودخانه ف

4-پختن غذاهای محلی مانند آش دوغ با لوشه و سبزی های تازه، دلمه با سبزی تازه ، آش و حلیم و پونه و تخم مرغ ،خوردن ریواس و شنگ

-5استفاده و بهرهمندی از موسیقی زنده و محلی د : نواها ، آواها و موسیقی و رقص کُردی اشعار

6-آشنایی تازه و دلداری

نوروز در اشعار و سروده ها:

کمتر شاعر کُردی هست که نوروز و بهار کردستان را توصیف نکرده باشد. یکی از معروفترین آنان شعر پیره میرد است:

نه ورووز

ئه م روژی سالی تازه یه نه وروزه هاته وه

جیژ نیکی کونی کورده به خوشی و به ها ته وه

چه ند سال بوو گولی هیوای ئیمه پی په ست بوو تاکو پار

هه ر خوینی لاوه کان بوو گولی ئالی نه وبه هار

ئه و ره نگه سوو ره بوو که له ئاسوی بلندی کورد

مژده ی به یانی بو گه لی دوور ونزیک ئه برد

وا روژهه لات له به نده نی به رزی ولاته وه

هه ر خوینی شه هیده ره نگی شه فه ق شه وق ئه داته وه

نه وروز بوو ئاگریکی وه ها خسته جه رگه وه

لاوان به عه شق ئه چوون به ره و پیری مه رگه وه

تا ئیستا رووی نه داوه له تاریخی میلله تا

قه لغانی گولله سنگی کچان ب؛ له هه لمه تا

پیی ناوی بو شه هیدی وه ته ن شیوه ن وگرین

نامرن ئه وانه وا له دلی میلله تا ئه ژین

ماموستا پیره میرد

******* *

به زمی به هار

به زمی به هار

مزگینی دا به سروه بای به هاری

وا هاته وه نه وروزی کورده واری

به تیشکه تیک شکا:سوپای کریوه

هه واری روژگه یشته خاکه لیوه

فه رمان درابه سه وزه سه رهه لینی

چیدی له به ندی خاکی ره ش نه مینی

باده که ون،کول وکه سه ربنیژن

باروژی رزگاری بکه ن به جیژن....

شه مال..گه وال گه وال هه ور بنیری

ئاهه نگ وبه زمی جه ژنی پی بسپیری

* * *

حیلکانه وه له وموژده ئاو دروخر

ره ش بونه وه:ریشی سپی چیای چر

مروجلوگه شایه وه وبزه ی سه رلیو

پوتراکی خوی رازانده وه:به گوی زیو

هه ورله ده شت وشیووپوپه شاخان

کردیبه توپ ته قاندن وچراخان

مزاری بی ژماری داده باراند

له داروده ر..روتی ونه داری تاراند

شه ماله..گاله گالیه تی وله کاره..

هه لگرنه وه :شاباشی شای به هار

شینکه به گه ل.له گل سه ری ده رینا

هه ریه که چه ند قل وپه لی به شوینا

خری به روک پرن له ده نکه باران

تازه وته رن بو کورو به زمی یاران

هه ژار

نسیم را مژده دار باد بهاری

که بازگشته نوروز کردستانی

سپاه کولاک را در هم شکست نیزه آفتاب

به فروردین خیمه زد ،فریاد روز

فرمان رسید ره سبزه تا سبزه سر بر آرد

درون خاک تیره تا بیش از این نماند

******* ***

کویستانی شارم ره نگی گوراوه

کانی و باخچه کان پشویان داوه

روباری شارم هه ستانه به رزی

خور و شلپه ی ئاو شالاوی داوه

وه نه و شه ،روش کیو، دالاهوی سه ر به رز

ئاربه با و ئاویه ر ئالای گوراوه

زاکروس ،ژاوه رو،ئارارات،ئالان

ئومیدی ژینیان ژاکاوی داوه

چوار به شی ولات ،سه رحه د تا سنور

ئاگری نه وروز بلیسه ی داوه

ترجمه:

کوهستانهای سرزمینم رنگی دگر گرفته اند

چشمه ها و باغچه های وطنم به جوشش در آمده اند

رودخانه های این سرزمین باری دیگر خروشان شده اند

صدای پای آب ،صدای پای موج در غرش ابرهای بهاری در هم آمیخته اند

کوههای سرزمینم ،کوه بنفشه ، کوه روش ،و دالاهوی سر بلند

کوه آربابا،آبیدر هم پر چمهای تازه بر افراشته اند

سلسله کوه زاکرس ،ژاوه رو ،آرارات تا آلان

امید به زندگی را در کنار دلها زنده کرده اند

در هر پاره پاره این سرزمین پهناور مرز تا مرز

آتش نوروز است که زبانه کشیده است

شعری کردی که سروده ای قدیمی است وبه صورت سرود هم خوانده شده است.

سالیکی تریش وا ده هاته وه

روژی نه وروزی کورد هه لاته وه

هه ندی ئه یانویست کورد سه رد انه وینی

له ریگه ی خه باتدا لادا واز بینی

سلاو له خه لکی نیو ولاته وه

ئاگری سوری ری خه باته وه

متن ترجمه فارسی

سال دیگری آمد

روز نوروز کرد دوباره سر زد

بسیار می خواستند کرد به کرنش بیافتد

از مبارزه کنار رفته و دست بکشد

سلام بر مردم هموطن

آتش سرخ راه مبارزه

تآثیرجنگها،کشمکش ،سرکوب و آشفتگی منطقه بر روح جشنها:

جنگ و سرکوبهای محلی همیشه برروی نقض حقوق بشر شامل حق با آسایش و آرامش زیستن،حق برگزاری مراسمها،کارنوالها و جشنها را از مردم منطقه گرفته است. این مسئله در روحیات مردم تآثیر بسیاری داشته است. بسیاری از مردم به بیماریهای روحی دچار شدند که آنان را از علاقه به برگزاری مراسمها و اتش افکنی و بازی و نارنجک و فشفشه و ... دور نمود. و به نوعی با پدیده اختلال استرس پس از سانحه

یکی از نمونه ها ی بارز این بیماریها بر اثر بمباران شیمیای حلبچه در آستانه نوروز 1988 و عوارض و عواقب بسیار دردناک و غیر قابل جبرانی برای کردها پدید آورد .
این امر در اشعار برخی از شعرا نیز تآثیر کذاشته است. به مورد زیر توجه کنید: این شعر در رابطه به نوروز سروده شده است:

به نارنجوک و گرمه و هور

مه خه رو یادم شه ر و شور

با نارنجک و صدای ترق و تروق

به یادم میاور جنگ و آشوب

به طوری که اضطراب تکرار وقایع شاعر را وادار به درخواست ،طلب و تمنای یک مراسم آرام می کند که با نفس پر شور وشوق نوروز در کردستان و روحیات پر شور جوانان همخوانی ندارد

خوشه ویستی قه و م و هوزم

لیمی تیک مه ده نه وروزم

تو دور به له ته قه مه نی

نه که ی به پاره بیسه نی

حه و جارت لی ئه که م سلاو

له ده ستی نه ده ی ده ست و چاو

گرمه و ته قه ی ناوی نه وروز

ئاخر کوی خوشه ته پ وتوز

مه سوتینه مال و ژیانم

ترجمه

عزیز قوم و دوستان

نوروزم را خراب نکن

از تق وتروق بدور باش

و برایش پول خرج مکن

هفت بار سلامت می کنم

دست و چشمت را از دست ندهی

سرو صدا نوروز محسوب نمی شود

آخر کی گرد و خاک به پاکردن لذتبخش است

عزیز قوم و دوستان

نوروزم را خراب نکن

------ ----------------------------------------------------

6-چرا حقوق بشر :

برگزاری آییین های فرهنگی و فولکلورهای موسمی و سنتی یکی از حقوق انسانی است که بایست رعایت شود مانند حق آب و نان و خاک ،مانند حق بیان و اندیشه و عمل. اما همیشه چنین نیست. در غالب موارد حقوق اقلیت ها زیر پا گذاشته شده است. کردها در مورد آیین موسمی خود همیشه مورد تظلم واقع شده اند.

در منشور ملل متحد با اتکا به مادۀ ۲۰آمده است که

0. هر شخصی حق دارد از آزادی تشکیل اجتماعات، مجامع و انجمن های مسالمت آمیز بهره مند گردد. ۲. هیچ کس را نباید به شرکت در هیچ اجتماعی مجبور کرد. بررسی وضع کُردها و حمله به اجتماعات آنان که تنها به دلیل برگزاری روز نوروز یا سایر اعیاد فولکلوریک بوده است منجر به نقض حقوق مندرج انان در این مواد شده است. همچنین در ماده ی ۲۷همین اعلامیه آمده است که۱. هر شخصی حق دارد آزادانه در زندگی فرهنگی اجتماع سهیم و شریک گردد و از هنرها و به ویژه از پیشرفت علمی و فواید آن بهره مند شود. ۲. هر کس حق دارد از حمایت منافع معنوی و مادی آثار علمی، ادبی یا هنری خود برخوردار گردد. در حلای که سرکوب کُردها در سوریه در نوروز هر سال که منجر به کشتن تنی چند گردید و بر هم زدن تجمعات کُردها در ترکیه ، دستگیری و حمله به قبرستان سقز در هنگام بازدید عید و دستگیری فعالان در شب چهارشنبه سوری نقض آشکار مفاد این اعلامیه است.درکنوانسيون حقوق اطفال. مصوب مجمع عمومي سازمان ملل متحد ياد آوری می کند اعضای یک گروه ، نبايد از حق برخورداری از فرهنگ خودش، ابراز دينش و يا انجام مراسم مذهبی محروم شوند. ... دولت های طرف كنوانسيون بايد حق طفل را درسهمگيری كامل در حيات فرهنگی وهنری احترام به آن انجام دهند. ماده 30-این کنوانسیون به صراحت راجع به اطفال اقليت هاي قومی:
اطفال اقليت های قومی و مذهبی حق بر خورداری از فرهنگ خود و انجام مراسم مذهبی و تکلم به زبان خويش را دارا هستند8-

درماده‌ 15 میثاق حقوق اقتصادی ،اجتماعی و فرهنگی مصوب‌ ١٦ دسامبر ١٩٦٦ ميلادی(مطابق‌با٢٥/٩/١٣٤٥شمسی‌) آمده است که. كشورهای طرف‌ اين‌ ميثاق‌ حق‌ هر كس‌ را در امور ذيل‌ به‌ رسميت‌ مي‌شناسند:ـ شركت‌ در زندگی فرهنگی. اما در بیشتر موارد زندگی فرهنگی کودکان این مناطق رعایت نمی شود و از انجام مراسم فرهنگی خود محروم هستند.9

خصیصه ها و المنتهای قوی نوروز آن را به صورت یکی از جشنهای بنیادین آسیا که در حداقل 9 کشور جهان جشن گرفته می شود در آورده است.. 10-

در بسیاری از این کشورها این روز تعطیل رسمی است اما در تمام کشورهایی که کُردها سکنی گزیده اند تعطیل رسمی نیست مانند سوریه و ارمنستان و.

در ترکیه که هر سال بزرگترین تجمع انسانی برای برپایی نوروز و روشن کردن آتش نوروز توسط کردها صورت می گیرد برای سالها نه تنها تعطیل نبود بلکه غیر قانونی بود.و اکنون تنها چند سالی است که پس از مبارزات فراوان مردم می توانند جمع شوند و در کنار هم جشن بگیرند.

این نقض حقوق بشر کرد تنها در رابطه به دولتهای متبوع نیست بلکه غالبآ حتی روشنفکران پر مدعا به عمد و غیر عمد نیز این جشن و این روز را پرشن نیو یرPersian Newyear”” , و حتی نه الزامآ نوروز ایرانی می نامند. البته در هوش و استعداد مشاور آقای اوباما شکی ندارم که به هنگام فرستادن پیام نوروزی آن را به همه ملتهای ساکن در ایران فرستادند. ویک جشن ایرانی نامیدند. حادثه تاریخی و غیر انسانی ژنوساید حلبچه نیز در آستاه نوروز 1988 اتفاق افتاد که نیازی به شرح بی بدیل جنبه های ضد بشری آن نیست.

11-

فولکلورهای موسمی و زندانیان حقوق سیاسی ومدنی:

.

بخش اعظم آزادی خود را مدیون افرادی هستیم که امروز در بند هستند. افراد فعال سیاسی ،مدنی،اجتماعی که نمی توانند در مقابل مسائل دور و بر خود سکوت کنند و نشسته و تماشا کنند یا در تبعید به سر می برند،یا به تبعید اجباری و خودخواسته دست زده اند ویا تبعیدیهای سنگ و چوب و آهن هستند با نگهبانانی به تعداد فراوان. آنان را در مراسمهای فولکلور و موسمی یاد کنیم. روزهای مهم روز در کنار هم بودن اhttp://vimeo.com/39518287ست اگر به اجبار از هم جداییم اجبار را نپذیریم. همانند صبح روز عید که مادران و پدران ما به همراه دسته های دف و با لباسهای عید سر خاک عزیزان و به دیدار شهدا می روند. فکر نکنیم خوشی مان خراب می شود. روز عید برای شراکت محبت و عشق و همراهی است. برای شریک شدن در خوشی ها . شریک شدن در خوشیها کم خرجتر از شریک شدن در جان است آنچه آنان با ما شریک شده اند...سفره هفت سین و سفره مهرگان و سفره قلبهایمان را برای آنان هم بچینیم.

جلو زندانها سفره بچینیم و به آنان بگوییم که خوشیمان را با آنان می توانیم کامل کنیم.

1-http://supportkurds.org/news/newroz-killing-of-kurds-in-syria/

عکس از http://medyanews.com/english/?p=11072-

http://erkansaka.net/category/turkey-in-europe/turkey-and-kurds3-

https://www.qumraimages.com/en/qumra_images/view_image4-

5 دکتر گلمراد مرادی -http://www.giareng.com/babet2007/3/farsi/salno.htm

6- http://www.banehpedia.com/

7-http://www.sharnews.com/cms/?p=2822

0. http://jkhrd.blogspot.com/2007/08/blog-post.html8-

(www.iranrights.org/farsi/document9-

10-http://fa.wikipedia.org/wiki/

http://www.ramocafe.com/t110582.html11-

No comments: