Sunday, March 11, 2012

زنان کرد و مشارکت سیاسی



زنان کرد و مشارکت سیاسی

ثریا فلاح

آزمون جمهوری کُردستان وتغییرات سالهای اخیر دوران رژیم سلطنتی پایه های عدم نادیده انگاشتن نسل انقلابی زنان کَرد را پدید آورد. شرکت در میتینگ17 اسفند(8مارس) معروف به روز اعتراض علیه فرمان حجاب اجباری و به وجود آوردن مراکز فعال زنان “بنکه ی ژنان” و راه اندازی راهپیمایی تاریخی مریوان از شهرهای مهم کُردستان به طرف مریوان، گروههای آموزشی زنان برای کمک رسانی و مداوای زخمی ها و در صف اول قرار گرفتن تظاهراتها و اعتراضات سیاسی تآییدی بود بر بیداری نسلی که دیگر حذف آنان ممکن نیست.

ایجاد گروههای کاری برای بالابردن آگاهی جنسیتی زنان در محله ها، شهرها و روستاها تابوی بیرون آمدن و فریاد زدن در هر دو عرصه خانه و اجتماع شکست. دیگر حریم حرکتی مشخص بود و آن فروریختن حصارهای مردانه و همه سالاری بود. حصاری که دو طرف داشت و حقوق را نا عادلانه تنها به خود می داد و زنان را پشت حصارهای سنتی و مذهبی رها کرده بود. در یک بررسی عمیق می توان دریافت که علیرغم زیان و ضررهایی که وسیله ای به نام سلاح در زندگی زنان داشت اما این سنت شکنی چندین پیامد داشت. اولآ مهر تآییدی بر توانایی و برابری زنان بامردان همفکر خود در جنبش ملی بود دومآ حس توانایی و تکیه به خود را ایجاد کرد، پایه های ناقص بودن زنان را زیر سوال بُرد. این سنت شکنی از سازمانهایی با افکار و عقایدی که بیشتر رنگ و بوی طبقاتی و کاملآ سکیولاریستی داشت تا صرف ملی مانند سازمان انقلابی زحمتکشان کُردستان ایران (کومه له). در سال سالهای اخیر و در شهرهای بزرگ مردها به زنان تبریک می گویند بر خلاف سایر مناطق دیگر در ایران که روز فاطمه زهرا را جشن می گیرند روز زن مرسوم است و این به علت نفوذ سیاسی احزاب و سازمانهای سکیولار در کُردستان است. زنان کُرد باوجود اینکه به همراه سایر اعضای جامعه کُردها مورد حذف هویتی قرار گرفته انداما کلیه حرکتهای آزادیخواهانه آنان در تضاد با دیکتاتوری، سانسور و… نادیده انگاشتن بوده است. تآثیر جنبشهای آزادیخواهی کُردستان را روی آگاهی زنان نمی توان انکار کرد. و به همان نسبت تآثیر زنانی که به سختی مبارره کردند ویا جان خود را از دست دادند روی سکیولار ماندن جنبش کُردستان بی تآثیر نمی توان دید.

زنان مناطق کُردنشین در مقایسه با مردان این مناطق به شیوۀ صعبانه تری مورد حمله و خصومت دستگاه های امنیتی قرارنمی گیرند زیرا بیشترین نوک حمله و تلاش مقامات حذف آن جنسی است که او را مورد شلیک مستقیم قرار داده است اما نفس امر مداخلات سیاسی زنان و فعالیتهای آنان که ازمقابله به هنجارهای فرهنگی و مذهبی به پا فراتر گذاشتن از حدود تعیین شده حاکم کشیده شده است و رنگ و بویی ملی نیز به خود می گیرد و هردو سیاست امت واحد و ملت واحد را به خطر می اندازد آنهم وقتی از جانب یک اقلیت که به خودی خود شهروندان درجه دوم هستند زمینه های خصومت شدیدی را ایجاد می کند. اینها جدای از مشکلات مربوط به جنس در زندانها و در خوابگاههای دخترانه است. با این وجود زنان کُرد در صف مقدم مبارزه برای حقوق بشر کُرد بوده اند. و به همین دلیل و کوچک بودن شهرها و مشخص بودن مکانها، امکان پیدا کردن افراد و کنترل نوع فعالییت آنان خطرات زیادی جان آنان را تهدید می کند

علیرغم اینکه انقلاب 1979 و قوانین جدید اسلامی خانواده و قوانین مربوط به زنان به تثبیت شدن و نهادینه شدن درجه دوم بودن زن منجر شد اما یک تحرک تاریخی درمیان زنان ایجاد کرد که جلوگیری از آن برای دولتمردان ایران محال به نظر می رسد. در طی این سالها هیجکدام از تبلیغاتهایی که امکان تحریک روان برتافته از ذهن ناموس پرست پدران، برادران و همسران را پدید می آورد در مورد ایجاد انگیزه جلوگیری کردن و بستن زنان در خانه و عدم شرکت آنان در مبارزات سیاسی برای حل مسئله ای که غرور ملی و هویتی خود آنان-مردان کُرد- در درجه اول راتهدید می کرد را ایجاد نکرده است.

تبلور این امر را در مشارکت زنان در حزب کومه له، حزب حیات کُردستان، واتحادیه زنان دموکرات دموکرات کُردستان می توان مشاهده کرد. اما با وجود تعریفی که از بحرانهای دیگر اجتماعی و به رسمیت شناختن آنان در کنار مسئله ملی دارند وبه تشویق زنان در رفع ستم جنسیتی می کوشند اما هیشه مسئله ملی و حل آن را مطالبه ای درجه اول به حساب آورده اند. در برنامه و اساسنامه اتحادیه زنان دموکرات کردستان اعلام شده است که اهداف ما در جهت مبارزات ملی کُردستان و در چارچوب حزب دموکرات کردستان ایران است. همچنین از بین بردن تمام آن ظلم و زورسنتی که به زنان کُرد رفته است. آنها در یکی از اصول خود بر این مسئله تآکید دارند :رهنمون کردن زنان برای کارهای اقتصادی و پیشرفت در این زمینه و دادن آگاهی به زنان در رابطه با حقوق زنان و تلاش برای از میان بردن تمام سدهای که برابری زن و مرد راخدشه دار می کند.

در اطلاعیه مربوط به زنان کومه له چنین آمده: سازمان زنان کومه‌له‌به منظور: 1- دفاع از حقوق وخواسته های زنان و جنبش آزادیخواهی آنان در جامعه کردستان و نیز پشتیبانی از مبارزاتشان علیه ستم و تبعیض جنسی در حکومت جمهوری اسلامی ایران، 2- متشکل کردن زنان مبارز و مترقی کردستان در صفوف کومه‌له‌ – سازمان انقلابی زحمتکشان کردستان ایران، 3- شناساندن تاریخ مبارزاتی زنان کومه‌له‌ در طول سه دهه گذشته، 4- آموزش و ارتقاء سطح آگاهی وتسلط سیاسی زنان در صفوف کومه‌له‌ و نیز تلاش به منظور سهیم شدن و مسئو لیت پذیری آنان در کلیه سطوح و جنبه های فعالیت حزبی،

بدین ترتیب زنان کُرد همیشه سهم وسیعی از مشارکت در احزاب سیاسی و حرکتها داشته اند. شرکت زنان با هویت سیاسی و ایده ئولوژیک مانند كميته زنان کومه‌له کردستان ایران و اتحادیه زنان دمکرات کردستان ایران و فعال بودن و عضویت بالای زنان در حزب حیات کُردستان و آمار بالای پیشمرگه های زن در حزب کومه له و حز ب حیات کُردستان واضحآ گرایش زنان را به تاثیرگذاری روی جنبش نشان می دهد. گرایشات ممکن است در جهت نفی باورهای مردسالارانه ویا ایستادن در مقابل هنجارهای اجتماعی باشد و ممکن است اعتقاد به یک ایده ئولوژی مانند زینب جلالیان و شیرین علم هولی، هر چه هست موجب جذب زنان بالاخص زنان جوان شده است.

وجودوسابقه فعالیت های احزاب سیاسی پاپیولار و پر طرفدار با خاستگاههای سکیولاریستی و تبلیغ معیار و الگوی مناسبات اجتماعی و خانوادگی، شرکت زنان در مسائل سیاسی و… را پدیدار کرده است. این سوآل در موارد بسیاری به ذهن فعالان و مردم عادی خطور می کند که چرا زن کُرد و دختر کُرد آزادی روابط آزاد با مردان غیر خانواده را ندارد، چرا به تنهایی مسافرت نمی کند، چرا مسئول خرید خانه نیست، اما در فعالیت های سیاسی آزاد است و چرا مجبور به رعایت پوشش اجباری چادر و لباسهای دست و پا گیر نیست. بار ارزشی ایجاد شده برای شرکت در امورات سیاسی و روابط مشخص و تعیین شده مستحکم اخلاقی – نه الزامآ مورد تآیید نویسنده- امکان شرکت و حتی در مواردی پناه جویی جوانان، دختران به مکان امن تر با جایگاه تآیید شده در میان مردم و توده های عادی مردم که با رفتن دخترانشان به کوه و پیوستن آنان به احزاب و گروههای سیاسی ناموس و شرف خود را در خطر نمی دیدند. تقریبآ در هیچ جایی به موردی از موارد قتلهای ناموسی یا جنایات خانوادگی بر خورد نمی کنیم که یکی از اعضای مذکر خانواده پس از رفتن و پیوستن دخترشان به این احزاب به قصد حذف فیزیکی آنان گامی برداشته باشند. بالعکس همیشه موارد افتخارات خانواده ها دختران پیشمرگه شان بوده اند. و دختران فراری سایر مناطق ایران در کُردستان معنایی ندارد. و غالبآ پیوستن به گروههای سیاسی مآمن امنی برای دخترانی که از وضع اجتماعی و سنتی اجتماع خود ناراضی اند این خلاء را پر کرده است مانند مورد زینب جلالیان.

موج اول تحرکات و جنبش زنان کُرد پس از انقلاب:-13671357

زنان درکُردستان به سرعت بیشتری جذب انقلاب شدند. خیل نیروی جوان در مناطق کُردنشین بالاخص در استان کُردستان به علت خیزشهای همیشگی موجود در منطقه و آموزشهای احزاب سکیولار که از خواستهای زنان و برابری سخن می گفتند و در اساسنامه و بیاننامه خود به تفصیل ازآن سخن گفته بودند به سرعت انقابی شدند، همچنین بخشی داشتند تحت عنوان کمیته زنان که در میان مردم فعال بودند. موج سریع انقلاب و شرکت تمام بخشهای جامعه و همه گیر شدن موج سیاست گرایی منجر به به خیابان ریختن زنان منتهی شد. گرچه دیری نپایید که که به همراه سایر زنان ایران حقوق به دست آورده را از دست دادند. البته با کمی تآمل بیشتر. محیط کُردستان که از آزادی به دست آمده لذت برده بود. فضای سیاسی کُردستان برگرفته از یک انبساط سیاسی بود و تمایل به تجمیع مطالبات وجود داشت، و حاکمیت در کُردستان هنوز دست به سرکوب نزده بود. افکار عمومی خواهان تغییرات برگرفته از مذهب بالاخص مذهب تشیع نبود در نتیجه به مقاومت دست زد. دختر بچه ها و نوجوانان و جوانان به همراه مادران خود به راهپیمایی های بزرگ و تاریخی دست زدند. همه ما و آنهای که در راهپیمایی بزرگ مریوان شرکت داشتند به خاطر دارند که صفهای اولین این راهپیمایی چند روزه و چند هزار نفره زنان بودند. زنان زیادی قربانی شدند، دستگیر و اعدام شدند. این به زعم من موج اول جنبش زنان در کُردستان بود که بیشترین قربانی را از زنان گرفت و زنان بیشترین بها رادادند. بهای معنوی از دست دادن آزادیهای قانون و فرهنگی شان و بهای جانی. زنان و دختران جوانی که به جوخه های اعدام شپرده شدند و بسیاری به تبعید فرستاده شدندو بسیار ی به تبعید خودخواسته دست زدند. برخی به گروههای نظامی احزاب سیاسی پیوستند و از کشور خارج شدند و برخی راهی زندان شدند. میانگین سنی در بیشتر موارد کمتر از 18 سال بود. موج اول خصیصه ملی داشت و با مطالبات ملی در هم تنیده شده بود. آغشتگی این خواستها نوعی سردرگمی برای زنان به وجود آورد میان خواستهای ملی و خواستها و مطالبات فمینیستی کدام را برگزینند.. انها نه به عنوان اعضای یک گروه زنان بلکه در دفتر چه تاریخ احزاب سیاسی ثبت شدند. یک بهای دیگر که درخور توجه است مطالباتشان خُرد شناخته شد و د مطالبات کلان –ملی- منحل شد. اما زمینه های کاشته شده و انباشته شدن مطالبات تخم گیاه نسبتآ به بار آمده و به معنایی پیدایش حرکتهای صرفآ زنانه دردوران بعدی شد.

در بررسی دوران اول ذکر این نکته را ضروری می دانم که مشارکت زنان در فعالییت های سیاسی و جنبشهای مدنی برمی گردد به دوران جمهوری خودمختار کُردستان در سال 1946. زمینه ها، پیدایش و چگونگی آن را به بحث دیگری موکول می کنم. باوجود فاصله زمانی چندی ساله یک خصیصه مشترک خلا را پر می کرد وهنوز وجود داشت. و ان اینکه با وجود حضور زنان در حیات آموزشی و سیاسی کُردستان در دوران جمهوری خودمختار کُردستان و انقلاب (1357)1979اما حرکت آنان دارای خصایص و ویژگی هایی با هژمونی مردانه بود. اما حضور زنان و وادر شدن آنان به صحنه سیاسی و تآثیرآن را گرچه به پاین ساختارهای مردسالارانه نیانجامید اما نمی توان انکار کرد. مردان هنوزتصمیم داشتند زنان را در صفوف مسائل و مطالبات ملی نگه دارند و زنان در یک سردرگمی تاریخی به این روند تن دادند. دولت به یک سرکوب همگانی دست زد و پس از فروپاشی احزاب سیاسی، اعدامها و دستگیری های 62-67 در دوران نخست وزیری آقای موسوی فروکش کرد.

زنان اعدامی:

زنان کُرد هزینه زیادی در جریان انقلاب و جنبش آزادیخواهی کُردستان دادند. به علت بحرانی بودن وضعیت هرگز فرصت کافی برای مطالعه کافی در رابطه با آنان وجود نداشته است. سال گذشته مهر ماه‌ 1389 برابر با 9 اکتبر 2010 درشهر استکهلم پایتخت سوئد برگزار می گردد. این کار برای نخستین بار به همت تنی چند از زنان تحت عنوان لاله ها برگزار شد. اعدام دختران و زنان افشا نگردیده و جنبش کردستان و احزاب سیاسی آن در این باره وظایف خود را انجام نداده اند(13)

تنها در فاصله سالهای 1358-1367 چهل و سه زن به دست جمهوری اسلامی تیرباران شدند. اینها از کشته شدگان که در جریان فعالیتها و کارهای سیاسی یا نظامی جان خود را از دست داده اند جدا است.

نیره اعظمی 1358فریده گل نسب 1359لیلا دارابی 1362مستوره شهسواری 1359آمنه شعبانی 1359 شهین باوفا 1359زریفه باجلانی 1359خانم خرمالی 1359 زبیده خالندی 1360خوشنام قاضی زاده1362آمنه خیاط 1359شهلا کعبی 1359نسرین کعبی 1359 جمیله فتحی 1361سفیه محمدی 1362 شب بو سید زاهدی1362 آمنه حسنی 1362نرمین کریمی 1362معصومه سرهنگی 1362 نسرین پاک نیا 1361مهین عبدالله زاده 1362 وحیده وحیدی 1362

شعله ابراهیمی 1362سفیه محمدی 1362مهری زمانی1362لطیفه عباسی 1363اشرف ویسی 1364 زمانه قادری /ژاله 1367عطیه شریفی 1367آمنه پرستار 1367شهلاکلاه قوچی 1367 شهربانو مدرسی1362فضیلت دارایی 1360شهلا چمن آرا 1360فاطمه جمشیدی فاطمه محمدی سعدیه کریمیان 1361 فریبا فرشچی 1362مریم فاروقی 1361ليلا دارابی 1362 فرشته فایقی 1361 منیره احمدی 1364 صاحبه ناصری (14)

از آرشیو حزب دموکرات تنها توانستم این لیست را که در فاصله سالهای 1359 تا 1378 اعدام شده اند دریافت کنم. به این ترتیب سیر اعدام هرگز پایان نیافته اما کم تر شده بود. کاله کلهری 1369 صبری حسنی 1362 خدیجه ابراهیم پور 1363 فاطمه جمشیدی 1362 کلثوم حسینی 1362 حیات لک 1366 بهجت نوروزی 1378 امینه احمدی 1373 شاه زنان باجلانی 1359 اعدام شیرین علم هولی در سال 2010:

اعدام شیرین و یارانش نه تنها فضای کردستان بلکه بسیاری از مردم غیر کرد را هم منقلب کرد. بسیاری از قلم زنان سیاسی نوشتند که پس از سال 67 این نخستین زن بود که اعدام شد اما آمار ناقصی که در این بررسی آمده است و گزارشهای دیگری که به علت عدم ثبوت آن از آوردن آن خودداری کرده ام نشانگر نادرست بودن این مدعا است.

موج دوم تحرکات و جنبش زنان کُرد پس از انقلاب:

موج دوم جنبش زنان در کُردستان در دوره آقای خاتمی شروع شد ۱۳۷۶۱۳۸۴. این موج خصیصه فمینیستی داشت و با پیدایش جنبش های زنان پیدایش زمینه های کمپین هایی مانند کمپین یک میلیون امضا در دوران انقباض سیاسی و شروع دوران ریاست آقای احمدی نژاد به اوج خود رسید. فعالان سازمان حقوق بشر کُردستان مانند زینب بایزیدی (15) وسازمان آذرمهرمانند روناک صفارزاده(16) محصولات این دوران هستند.

در دوره اول سالهای ریاست آقای خاتمی موجی از مراسمها و سخنرانی هاو فستیوالها از جانب زنان آزاد شد و مطالبات خردتر هم با حفظ استقلال نسبی در لابلای مطالبات کلان معنی یافت. در این دوره شعارها، عکسها و برنامه هایی مطرح شد که توجه مردان را به خودجلب کرد. این روند به مرور بالاخص در پایان دوران اصلاحات تغییر پیدا کرد

فضای سیاسی کُردستان به جز در سال اول انقلاب و قبل از سرکوب های نظامی توسط دولت هرگز از یک انبساط سیاسی برخوردار نبوده است اما این دوران برای زنان در مقایسه با دوران قبل و بعدش برگرفته از یک انبساط سیاسی بود و تمایل به تجمیع مطالبات زنان فراهم شد. تآثیر پذیری و تآثیرگذاری روی زنان کُرد سایر کشورها آغاز شد. مثلا در سال 2005 آقای جلال طالبانی رییس جمهور شد مردم و خاصه زنان جشن گرفتند.

انجمن هایی نیز برای زنان و حقوق بشر زنان کُرد شروع به کار کردند که همگی مطالباتی در زمینه مسائل زنان و با هدف آشنایی زنان کُرد به حقوق خود. مانندانجمن زنان آذرمهر کردستان که فعالیت خود را در سال 77 در سنندج آغاز کرد. انجمن بر اساس مطالبات بخشی از زنان روشنفکر کرد در زمینه های ارتقا و تلاش برای ارتقای فرهنگی و اجتماعی زنان کورد ,تامین بهداشت زنان کورد ,آشنایی و آموزش زنان کورد با تاریخ کوردستان و زبان مادری,آموزش کتاب خوانی و تاسیس کتاب خانه در روستاها و شهراها برای زنان کورد به ویژه کتاب ها و فیلم های فمنیستی که مربوط به مسایل زنان است. و کار روی مسائلی که کمپین یک میلیون امضا در جهت تغییر قوانین ضدزن آغاز کرده بود مانند قتل های ناموسی چند همسری حضانت اولاد و غیره…

انجمن تا سال 1387 به صورت رسمی با تمامی فشارها و تدابیر امنیتی از سوی جمهوری اسلامی، فعالیت می کرد، پس از دستگیری افراد انجمن، کار انجمن برای مدتی معلق شذ، امروز انجمن به صورت پنهانی کار می کند و اعضای انجمن تحت فشار اقتصادی شدیدی است و هم چنین تحت تدابیر امنیتی هم چنان به کارهایشان ادامه دادند. (17)

همچنین انجمن زنان مریوان کارهای زیادی در رابطه با اطلاع رسانی کرده است. مسائلی چون خشونت شديد عليه زنان. تبعيض شديد جنسی. خود کشی زنان. قتل زنان. تجاوز به حقوقی انسانی زنان. ازدواجهای اجباری. فرزندان اجباری و ناخواسته و تعدد زوجات. تفکر غلط حاکم بر جامعه در خصوص زنان و…و… از اهم مواردی است که هر روزه بيشتر از ديروز بر زخمهايمان نمک می پاشد. انجمن زنان مريوان در اين راستا تا حدودی در قالب سمينار. کارگاه ها و ميز گردهای آموزشی. تاسيس کتابخانه ی تخصصی. تشويق زنان به حضور فعال در جامعه. اجرای مراسم های مختلف و… توانسته که راه را برای حرکت زنان هموار سازد. انجمن فرهنگی زنان مریوان حرکتی است مستقل، بدون هیچ نوع وابستگی سیاسی وحزبی فقط در راستای خدمت به زنان وآگاه سازی زنان در شهرستان مریوان تشکیل شده است(18)

موج سوم تحرکات و جنبش زنان کُرد پس از انقلاب:-present 1384

دوره سوم از دوران قبل از انتخابات ریاست جمهوری نهم و دهم و کودتای انتخاباتی آغاز و هنوز هم ادامه دارد.. مشارکت زنان و سهم عظیم و پویای آن با شرکت در جنبش مردمی 2009 به اوج خود رسید. این مشارکت خود را در تمایل زنان به تجمعات، کمپین ها و اعتراضات خیابانی، بلاگنویسی و روزنامه نگاری، خبر رسانی و حضور گسترده در فیس بوک و تویترنشان می دهد. این دوره یک خصلت سیاسی دارد، زنان بیش از پیش تمایل به قدرت و رهبری دارند. و با وجود پدید آمدن مکانهای مجازی حقوق بشری که بایستی غالبآ آنان را از حوزه سیاسی به حوزه حقوق بشری متمایل کند اما زنان گرایش به قدرت و مشارکت سیاسی دارند.

در رابطه با مشارکت سیاسی زنان بر حسب قانون به لنز قانونی و زن کُرد مراجعه کنید.

این موج به شدت تحت تآثیر فضای منطقه، حکومت خود مختار اقلیم کُردستان در عراق، و تکنولوژی نوین و ارتباط با زنان کُرد تبعیدی و زنان سایر بخشهای ایران است. دیگر به سختی می توان نقش زنان کُرد ایران را جدای از سایر بخشهای کُردستان بررسی کرد. خواننده های جوان دست به کارهای هنری زدند و بعضآ هم دستگیر وزندانی شدند. کنفرانسهایی در سطح منطقه برگزار شد که زنان کُرد هم در آن شرکت کردند. مانند کنفرانس بین المللی زنان برای صلح و عدالت در سال 2007 برای نخستین بار زنان چهار منطقه کُردستان دور هم جمع شدند و در شهرهای اربیل و سلیمانیه دیدار کردند. این کنفرانس که به خرج وزارت حقوق زنان اقلیم کُردستان و به ابتکار کنگره ملی کُردها در آمریکا به مناسبت روز جهانی زن برگزار شد نه تنها از توانایی زنان کُرد و کُردشناس برای بحثها و پانلهای پر بار استفاده کرد بلکه اعضای کمیته اجرایی از هر چهار منطقه کُردستان برگزیده شدند و در کنار هم به سختی برای موفقیت این کنفرانس تلاش کردند. (19) برای مطالعه بیشتر به سایت ها و گزارشات زیر مراجعه کنید. ( در این کنفرانس زنان فعال کُرد از کُردستان ایران ازشهرهای سنندج و مریوان شرکت کردند. آنان می دانستند که امکان دارد به هنگام بازگشت خطرات و مشکلاتی دامنگیرشان شود اما در کنفرانس شرکت کردند. زنان کُرد که از کُردستان ایرا ن بودند به علت آشنایی با جنبش نوپای کمپین یک ملیون امضا پامفلیت ها و فرمهای امضا را با شرکت کنندگان به اشتراک گذاشتند. شرکت کنند. این موج هنوز ادامه دارد. شرکت زنان در مسائل منطقه با هویت مستقل غیرحزبی و مدنی و حقوق بشری و به صورت فردی یا گروهی (انجمن زنان مریوان، انجمن زنان آذرمهر و مادران صلح و… ). مانند مادران آشتی که برای اعدام شیرین مراسم تر تیب می دهند. یا فراخوان اعتراضی می نویسند.

در این مقطع اتفاقی که سالها بود کابوس جمهوری اسلامی بود و خواب را از چشمان سیاست نویسان و تحلیلگرانشان ربوده بود افتاده بود. برگزاری مراسمهای آزادانه عید نوروز، شیوه لباس پوشیدن، مشارکت زنان در امور سیاسی و اجتماعی و به نمایش گذاشتن آن در تلویزیون و کانالهایی که به اسانی در دسترس مردم است،. وجود یک حکومت کَردی فرصت بیشتری به زنان کُرد داد تا به بازبینی وضع خود بپردازند.. آزادی حجاب و وجود ان جی او های مختلف که برای مسائل زنان کار می کنند. و سهمیه اختصاصی 30/ پارلمان برای زنان و رفت و آمد به کُردستان آزاد در شمال عراق، زنان و بالاخص دختران در حال تحصیل به کنفرانسهای زنان که در خاورمیانه برگزار می شودمی رفتندد و در حرکتهای زنان در سطح کشور سهیم هستند.

منبع : روز انلاین

http://www.roozonline.com/persian/opinion/opinion-article/archive/2012/march/10/article/-26b1694f65.html

No comments: