Saturday, June 18, 2011

بازبینی مطالبات کُردها در ایران






در آستانه دومین سالگرد جنبش دموکراسی خواهی مردم ایران بازبینی مطالبات کُردها در ایران،نگاهی گذرا و از نزدیک
در دومین سالگرد جنبش مدنی مردم ایران قصد ندارم به تجزیه وتحلیل انطباق خواستهای کُردها و گروه‌های اتنیکی و جنبش دست بزنم. در این باب بسیاری نوشته و تحلیلهای ارزنده ای انجام گرفته است. جریان دموکراتیک جنبش دوسال اخیر ایران فرصت مناسبی به بسیاری از کنشگران سیاسی و حقوق بشری داد تا بازبینی در رابطه با مسائل کُردها و مطالبات آنان داشته باشند. جای تردید نیست که هنوز بر بسیاری آشکار نیست که چه بر کُردستان آورده شد و چرا. از این روبسیاری از دوستان در جمعهای سیاسی و حقوق بشری و در بیشتر مصاحبه‌های که به قصد آشنایی با دیدگاهها و مطالبات کُردها انجام می دهند مرا با چند پرسش مواجه می کنند کُردها چه مطالباتی داشتند ودارند؟ و سوال دوم اینک آیا شما تجزیه طلب هستید. در این بررسی کوتاه که بخشی از یکی از مصاحبه‌هایم است سعی کرده ام که بطور اجمال اما به قول آمریکایی ها بدون پیچ و خم به به پرسشهای مطروحه که بالاخص پس از جنبش اخیر ایران ذهن بسیاری از جوانان کنشگر ایرانی را به خود معطوف داشته پاسخ دهم. پاسخ پرسش دوم را در این بحث نمی گنجانم که نیاز به بررسی بیشتری دارد. به زعم من طرح این پرسش که کردها چه مطالباتی دارند که در سه دهه اخیر مورد تهدید ، حمله ، زندان ،اعدام، تبعید و ژنوساید قرار گرفته اند و پاسخ به پرسش بسیاری از فعالان حقوق بشر ایرانی در این مقطع زمانی حائز اهمیت است.

مطالبات وواکنشهای اعتراضی و مدنی کردها اگر چه هر کدام در مقطع خاصی معطوف به موضوع و رویداد خاصی بوده است اما حقوق و مزیت‌های ویژه‌ای را در بر نگرفته است وبه وضوح می توانم بگویم مطالباتی نیست که از چهارچوب متعارف نظام‌های دموکراتیک معاصر و موازین شناخته شده حقوق بشر بیرون باشد.مطالباتی مبهم و ناشناخته نیست.همان خواستهای مدنی است که سرانجام پس از سالها توسط بسیاری از کنشگران مدنی و حقوق بشری مورد بحث و تفحص قرار گرفته است. این درخواستها ابتدا به ساکن نه به صورت واکنشهای اعتراضی بلکه در سال‌های اول پس از انقلاب نیز چندین بار از طرف هیأت‌های نمایندگی مردم کرد به هیأت‌های اعزامی حکومت جمهوری اسلامی ارائه شده است.این هیئت ها هرچند برگزیده مردم بودند اما خود نمایندگان احزاب وسازمانهای سیاسی و بعضآ مستقل بودند. بعدها که همه سازمانها و گروهها به شکلی سرکوب و حذف و سرکوب و راندن هر دگر اندیش سیاسی با ابعاد همه جانبه و فراگیر در ایران و کردستان به وقوع پیوست سازمانهای حقوق بشری چندی برای طلب حقوق پایمال شده اما با ماهیت غیر ایده ئولوژیک و به شکل دیگری احداث شدند.

مطالبات مردم کُرد به نسبت وضعیت و موقعیت را از دو زاویه دید شهروندان و مردم عادی ، فعالان مدنی ،سیاسی، در داخل و خارج کشورباید بررسی کرد. شناخت هر کدام از این زوایا حایز اهمیت است و به شناخت صورت مسئله کمک زیادی می کند.

مطالبات شهروندان عادی:

مرور و نگاهی مجدد به مطالبات وخواسته های مطرح شده مردم کرد در سه دهه اخیرو بررسی حوادث و پیامدها نشان میدهد که پیامدهای وارده بر مطالبات بسیار بزرگتر و شدیدتر از اصل خواسته ها بوده اند. مطالباتی که در یک سیستم سالم سیاسی از راه رآی گیری و آرای همگانی قابل حل است هر بار به خونریزی مردم کُرد منجر شده است.

مردم می خواهند فرزندانشان حق گرفتن اختیارات محلی را داشته باشند. مردم از لحاظ اقتصادی تحت فشار شدید هستند نان و کار می خواهند آب سالم و طبیعی و مسکن می خواهند .آنها به حق آزادی آموزش و تعلیم زبان مادری واسامی کُردی تآکید دارند و به شدت مخالف پیشبرد سیاست لینگوساید1 در مناطق کُردنشین هستند.زبان یکی از آن چیزهایی است که جمهوری اسلامی به شدت دارد با آن برخورد می کند و اخیرآ هم با صدور بخشنامه جدیدی حق صحبت معمولی به زبان مادری زیر لوای احترام به شهروندان غیر کُرد صادر شده است.

چنانکه می دانید یکی از فعالترین زمان مکالمات روزمره برای کودکان ساعات درسی است و عاملان این سیاست به خوبی می دانند که محروم کردن دونسل کافی است تا یک زبان از بین برود. آنان با یک فرضیه به پیش می روند و چند فاکتور مداخله گر در این زمینه را نمی دانندو از یاد برده اند و آن اینکه هنوز برای شناخت و فراگیری و حفظ زبان کُردی می توان به روستاها رفت آنجا که آنان حتی نمی خواهند قدمی برای تغییرش بردارند ، آموزشکده ها و دانشگاههای حکومت اقلیم کَردستان را که جایگاه خویشاوندان مردم تشنه به دیدن زبان کُردی بر سر درب مغازه ها وجوانان تشنه به یادگیری آکادمیک زبان مادری شان. بسیاری از آنان حتی سیاسی نیستند وباوجود جو سیاست زده کُردستان در سیاست دخالت نمیکنند اما زبان را از حقوق حقه خود می دانندو با لباس زیبای محلی در فستیوالها حضور می یابند و به زبان کردی آواز می خوانند. بسیاری از زندانیان ما متولدین پس از انقلاب اسلامی ۱۹۷۹ هستند. بدون داشتن هیچ آموزشی در مدرسه تنها در خانه خواندن ونوشتن را به خوبی یادگرفته اند. به نرم‌افزرهایی که برای نوشتن وب سایت ها و وبلاگهایشان لازم دارند دسترسی پیدا می کنند و گاهآ از عبارات و لغات کُردی ای استفاده می کنند که من مجبور می شوم برای فهم آنها "فرهنگ لغت هه ژار" را باز کنم.

بسیاری از شهروندان کُرد از منشور جهانی حقوق بشر خبر ندارند اما از شناسایی حقوق اولیه خود هم بی خبر نیستند. آنها در بسیاری از موارد با مشکل نامگذاری فرزندانشان روبرو هستند. اسامی کَردی غالبآ مغضلی برای خانواده ایجاد می کند من این را در زندگی شخصی ام تجربه کرده ام.دخترم و پسر من به مدت چند ماه بدون شناسنامه بودند و پس از گرفتن استشهاد محلی مبنی بر ضد مذهبی نبودن این نام توانستم یکی از آنان را به کردی نامگذاری کنم.

درصد زیادی از نسل گذشته با مشکل صحبت به زبان های غیر کردی مواجهند لذا با مشکل صحبت کردن در ادارات و شهرداری ها روبروهستند. با مشکل ملاقات زندانی هایشان که مجبورشان می کنند به زبان دیگری غیر از زبان خودشان هستند.با مشکل کنترل راهها و بهداشت و درمان مواجهند و حق دیدن عموزاده ها و بستگانشان را درآنطرف مرزها ندارند و یا اگر دارند بامشکلات امنیتی مواجهند چون طبق قانون آنها خارجی محسوب می شوند

انجمنها ی فرهنگی و مدنی مانند جبهه متحد كرد و جامعه كردهاي مقيم مركز که خواستهایی فرهنگی و مدنی دارند وبا تلاش گروهی و برای حفظ فرهنگ کردی برای خودنهادها و پایگاههایی ساخته اند ومتقاضیان مکانی برای اجرای مراسم، آموزش زبان، کمک به انتگراسیون کُردهای تازه وارد به تهران وایجاد کار هستند.

مطالبات فعالان سیاسی و نسل جدید:

به دلیل رشد و توسعه سیاسی در میان جوانان مطالبات کمی از این فراتر رفته است. وجود احزاب متعدد غیر مذهبی و سکیولار و غیر مذهبی بودن جنبش منطقه، آشنایی باسیستم کشورهای پیشرفته از طرق مختلف مانند رسانه‌ها، دسترسی به اینترنت و شرکت در کنفرانسها و دیدن فیلمها و رفت و آمد به سایر کشورها به آشنایی با مفاهیم گسترده تری در چارچوب قوانین و مقررات بین المللی، موازین ساده و ابتدایی و بعضآ عمیق حقوق بشری و سیستمهای فدرالیته و تکثرگرایی منجر شده است. آنان در کنفرانسهای منطقه شرکت می کنند و در هرنوع حرکت سازمان یافته و نیافته سهیم هستند مطالبات کنونی شان در سطح درخواست آزادی های مدنی است و ایجاد تغییر در فضای زندگی تحت فشار مردم و فرهنگ و هنر زیر ضرب است.

مطالبات سازمانهای حقوق بشری:

سازمان حقوق بشر کردستان2 در سال ۲۰۰۵ با هدف حمایت از حقوق کردهای ایران تحت عنوان یک نهاد مستقل غیرسیاسی وغیرآیین گرا و بر اساس اعتقاد به اعلامیه جهانی حقوق بشربا هدف ز تلاش برای رعایت بدون قید وشرط تمامی حقوق انسانی و آزادی های اساسی تصریح شده دراعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاقهای بین المللی حقوق مدنی و سیاسی و حقوق اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی و مفاد کنوانسیونها و پروتکلهای الحاقی ذیربط و بطور کلی دفاع از حقوق و آزادیهای اساسی مردم درمناطق کردنشین بنیانگذاری کرد.مطالبات این سازمان و ۲۰۰ گزارشگر آن مورد تآیید ج.ا.ا نبود وبنیانگذاران آن بارها مورد تهدید و دستگیری و ارعاب قرار گرفتند. بخش عمده مطالب نشریه رسمی آن "پیام مردم " موضوعات حقوق بشری آموزش و آشنایی با این حقوق، دموکراسی، حقوق زنان، حقوق اقلیتها و مردم کرد و حقوق مدنی و شهروندی اختصاص بود.

موسسین این سازمانها و انجمنها بارها تحت فشار و پیگرد قرار گرفته و اکنون هنوزصدیق کبودوند در زندان به سر می برد.
انجمن هایی نیز برای زنان و حقوق بشر زنان کُرد شروع به کار کردند که همگی مطالباتی در زمینه مسائل زنان و با هدف آشنایی زنان کُرد به حقوق خود و کار و فعالیت با کمپین یک میلیون امضا،.مانندانجمن زنان آذرمهر کردستان که فعالیت خود را در سال ۷۷ در سنندج آغاز کرد. انجمن بر اساس مطالبات بخشی از زنان روشنفکر کرد در زمینه های ارتقا و تلاش برای ارتقای فرهنگی و اجتماعی زنان کورد ,تامین بهداشت زنان کورد ,آشنایی و آموزش زنان کورد با تاریخ کوردستان و زبان مادری,آموزش کتاب خوانی و تاسیس کتاب خانه در روستاها و شهراها برای زنان کورد به ویژه کتاب ها و فیلم های فمنیستی که مربوط به مسایل زنان است. و کار روی مسائلی که کمپین یک میلیون امضا در جهت تغییر قوانین ضدزن آغاز کرده بود مانند قتل های ناموسی چند همسری حضانت اولاد و غیره...

تمامی این انجمن ها با تمامی فشارها و تدابیر امنیتی از سوی جمهوری اسلامی ، فعالیت می کرد اما دستگیری اعضای آن ،راندن آنان به خارج از کشور و تشدید فضای امنیتی آنان را از ادامه کار بازداشت.

مطالبات سازمانها و احزاب سیاسی:

حزب دموکرات کُردستان ایران، حزب کومه له، حزب حیات آزاد کُردستان، وسایر احزاب کُرد کردستان ایران:

بسیاری از احزاب کردستان سالها ست فعالییت می کنند و با وجود شکست و خطاهایی که داشته اند در میان مردم طرفداران زیادی دارند. در اساسنامه هیچکدام از این احزاب سخنی از تجزیه و جدا سازی کردستان نیامده اما بر امر حقوق ملی کردها تآکید شده است.

برخی از احزاب سیاسی که یکی از آنان به عنوان پر طرفدارترین جریان حزبی در میان توده های عادی مردم است حزب دموکرات است که سالهاست بر بستر سیاست اتونومی کردستان در سایه دموکراسی در ایران در حرکت است و ازسيزدهمين کنگره خود شعار فدرالیسم را دنبال می کند.خواننده را به مطالعه سایت این حزب ارجاع می دهم3. حزب حیات کُردستان آزاد در بخش ششم اساسنامه اش آورده است: که اهداف و وظایف این حزب ایجاد تحولات دموکراتیک است و آن را از طریق ایجاد تحول درساختارهای جمهوری اسلامی و... در چارچوب ایرانی دموکراتیک4. چارچوب تعیین شده سیاست این حزب کردستان متحول شده فرضی را در چارچوب ایران می خواهد.

همینطور حزب کومه له ضمن به رسمیت شناختن حقوق ملتهای ساکن در ایران عامل حفظ وحدت و همبستگی ایران را خاتمه نابرابری می داند.به معنای دیگر تنها روی حقوق اکراد تکیه نمی کند 5

مطالبات قشر مذهبی به رهبریت شیخ عزالدین حسینی:

در کردستان در خلال سالهای فعالیت احزاب و سازمانهای سیاسی کُرد ایده عدم دخالت باورهای مذهبی در امر حکومت و برتری دادن حقوق مردم و ارزشهای مورد احترام مردم کُردستان در میان قشر روحانیت مترقی به پیشکسوتی نوگرای دینی و رهبر روحانی و معنوی کرُد شیخ عزالدین حسینی شکل گرفت. در نظر وی دین عبارت بود از رابطە انسان با خدای خویش و حوزە فعالیت روحانیون و علمای دین آنجایی است کە بە معنویات و باورهای دینی آنان مربوط میشود. این ایده سبب شد تا سکیولاربود جنبش کردستان تا به امروز حفظ شود.
در نگاهی گذرا به مصاحبه‌های ماموستا شیخ عزالدین بدوی شک به مسئله جدایی دین از دولت ، برابری حقوق زنان ، دفاع از دموکراسی،و دفاع از حقوق دگراندیشان برخورد می کنیم. وی در مصاحبه های مختلف می گوید:" من معتقد به جدايی مذهب از حکومت و دولت هستم. اساسا معتقدم که امروز مذهب نمی تواند حکومت کند. "6

مطالبات گروهها و فعالان استقلال طلب:

برخی سازمانها ،افراد و گروههایی که غالبآ در خارج از ایران زندگی می کنند وجود دارند که خواهان تشکیل یک کردستان بزرگ هستند و برخی به ایالت متحده کردستان معتقدند. بعضآ طرفدارانی از هر دسته در سازمانهای غیر انتفاعی کار می کنند. مانند کنگره ملی کردها در اروپا،کنگره ملی کردها در آمریکا و کانادا،و تعداد زیادی از انجمن ها ی ملی و مذهبی هستند که به علل زیادی از جمله ترکیب جمعیتی حاصله از اعضای هر بخش از کردستان و آشنایی با مقررات موضوعه در رابطه با حقوق مردم بومی و حقوق اقلیت های ملی و نیز فشارهای شدید وارده بر کردها به دیدگاه استقلال و یکپارچگی کردها رسیده اند. کنگره ملی کردها در برنامه و اساسنامه خود اذعان می دارد که " یک سازمان غیر انتفاعی و غیر ایده ئولوژیک است که برای اتحاد کردهای مقیم آمریکا و کاندا وبرای ترویج ایده کردستان آزاد متحد فعالیت می کند" 7
بعضی افراد و شخصیتهای سیاسی نیز هستند که این را به آرای مردم در یک سیستم دموکراتیک موکول می کنند.

مطالبات من،من ها ،مطالبات مادرم و مادرها:

من به عنوان یک مدافع حقوق بشر نیز همانند کُردهای دیگر خواهان سیستمی هستم که پاسخگوی نیازهای ملی مذهبی،مشکلات و چالشهای اتنیکی، مشکلات غیر قابل باور وابسته به اقتصادِ به شدت ضعیف و بیمار نگه داشته شدۀ مناطق کُردنشین و رعایت موازین و حقوق برابری شهروندی -نه از نوع شهروند درجه دو – هستم. خواهان این هستم که کولبر ۶۰ ساله را که تنها راه امرار معاشش بار کشی است سر مرز تیرباران نکنند.خواهان پایان تدوام فضای امنیتی در کردستان و تشدید برخوردهای سلیقه ای و غیر قانونی عوامل امنیتی و انتظامی با مردم کُرد هستم. خواهان آزادی زینب و زینب ها هستم که هرگزاز امکانات اولیه زندگی بهره مند نبوده اند.خواستهای زیاد بزرگی ندارم. مطالباتم در حد مطالبات و خواستهای نوجوانی مادرم و پدرم مانده است چون به نظر نمی رسد که از آن زمان تا کنون تغییری در وضعیت کردها ایجاد شده باشد. تامین نیازهای بسیار اولیه مانند نان و درمان و مبارزه با فقر و فساد و تبعیض که اکنون نه تنها کم نشده اند بلکه در حال افزایش است. خواهان برابری حقوق انسانی مردمم هستم صرف نظر ازتفاوتهای ،نژادی،دینی، اتنیکی، عقیدتی، خواهان آن هستم که از هر خانواده 2-3 نفر را باهم دستگیر نکنند. تبعید نکنند و یا به نام "گلولۀ اشتباهآ از ماشه چکیده" جوان 17ساله را در خیابان شهر نقش بر زمین نکنند.و همینطور اقدامات مشخصی را به ویژه در زمینه های آموزش، اشتغال، دسترسی به خدمات عمومی و مسکن خواهانم. تلاش می کنم تا ایران وادار شود که واچ داگها حق بازدید از زندانهای مخوف کردستان و مناطق کردنشین را داشته باشند.خواهان آنم که کمی از بودجه سالیانه کشور به کردستان تعلق گیرد. خواهان جلوگیری از واردات تعمدی مواد مخدر توسط سپاه پاسداران به مناطق کُردنشین هستم. خواهان جلوگیری از ژنوساید درختهایمان هستم. منطقه را که به عمد می سوزانند و پیرمردها و بچه های کوچک با سطل اب به جنگ آتش می روند. امنیت شخصی انسانها، تساوی در مقابل قانون، حق رسیدگی علنی و منصفانه در دادگاه تآمین شود.خواهان آزادی انتخاب نام فرزند، حق آموزش به زبان مادری در کنار سایر زبانهای رسمی کشور هستم و ،به سیستمی که جنبه الهی نداشته و اعطای حقوق به شهروندان آن تنها به واسطه ذات انسانی و حفظ شاُن و کرامت وی است معتقدم.

از حق تابعیت، حق پناهندگی، حق ملیت، تغیر مذهب و حق استفاده از فناوری علمی و هنری.. که هر کدام به ترتیب مفاد مطروحه در اعلامیه جهانی حقوق بشر هستند سخن نمی گویم که مراحلی بالاتر از نان و نیازهای اساسی است.

کلام آخر:... ویکی از راههای حل بحران در ایران را حل مسئله کردها می دانم. کُردها با علم به اینکه اقلُيت هستند، هر چند حقوق حقه خود را می خواهند اما هيچ وقت طالب جنگ نبوده ونیستند نه فقط چون آن طرف قوی تر است بلکه راه حل بحران را به دلیل جنگهای پیاپی و کشتارهای بی رویه راه مناسبی نمی بینند. به همین دلیل هم احزاب و نماینده های ملی و مذهبی خود را به تهران فرستادند اما پاسخشان خلخالی و تهاجم نظامی بود. اما امروز آن خواست دمکراسی و آزادی را که کُردها سالها برسرش خون دادند سایر مردم ایران هم بر سرش دردوسال اخیر خون دادند و ایده مردمی میان همه به یکسان تقسیم شده است. ایده مردم سالاری و سکیولاریسم به ویژه در میان نسل جوان.

--------------------------------------------------------------------------------

1- http://www.knowledgerush.com/kr/encyclopedia/Linguicide
2- http://hro-kurd.net/index.aspx
3- http://www.mediya.net/siyaset/kongreye13-pdkiran.htm
4- http://www.pjak.org/farsi/prog.php
5-http://fa.komala.org/
6- http://www.vokradio.com/content/view/1389/33
7- http://www.kncna.net
می توانید همچنین این مقاله را در سایت زیر ببینید


http://www.asre-nou.net/php/view.php?objnr=15939

No comments: